خواب
ما را خواب برده است

از ماه ها قبل می گفتیم :"امسال ماه رمضان افتاده وسط روزهای بلند تابستان .حالا چه جوری روزه بگیریم ! چه جوری تشنگی رو تحمل كنیم! " و هزار تا از این حرف ها و بحث ها . به قول معروف ، چشم بر هم گذاشتیم و گذشت . اگر باصفا بودیم وبهره بردیم ، گذشت ، اگر باصفا نبودیم و مثل قبل به خور و خواب و ... مان پرداختیم ، باز هم گذشت وباز هم به قول معروف روسیاهی به ذغال ماند .
روی صحبت ما در این مقاله ، با خانواده هایی است كه سعی می كردند آداب و رسوم این ماه را به خوبی اجرا كنند و حق مطلب را ادا نمایند .البته نه آدابی خداپسند و مطلوب ، عاداتی از سر هوس و مذموم .در این مقاله قصد داریم به انحرافاتی كه میان نان و خرمای سفره ی افطاری هایمان نفوذ كرده اشاره كنیم .و بعد سركی بكشیم به پاكستانی كه به قول یكی از دوستانمان شد چركستان و ما كك مان هم نگزید و سفره ی افطارمان تغییری نكرد و خوابمان هم كم نشد .
گذاشتیم چند روزی از این روزها بگذرد ، تا بهتر بتوانیم درباره ی آنچه گذشت فكر كنیم و برای سال آینده بهتر تصمیم بگیریم :
درست است كه افطاری دادن ثواب دارد و سبب صله رحم می شود ، اما به چه قیمتی ؟ فكر نمی كنید صله رحم زیادی - از جهت افراط و تفریط آن - نه تنها خیر نیست ، شاید سبب شر هم بشود ؟ مهمان بازی و به قولی خاله بازی ، شده بود از عادات این ماه عزیز. گاهی از هفته ها قبل شب جمعه ها رزرو می شد . امروز خانه ی ما ، فردا خانه ی شما ، پس فردا هم خانه ی ... .