بهار

به امید بهار در بهار

صدای گا م های بهار را می شنوی؟ پاورچین پاورچین بهار درراه است، هرلحظه احتمال دارد در بزند و وارد خانه هایمان شود، كجایی؟ صدایم را می شنوی؟ قبل از اینكه بهار بیاید و لباس نو به تن كنی،سری به دلت بزن، ببین دل كسی را شكسته ای؟

اگر كسی تو را ناراحت كرده و خدای نكرده دل خوری، خودت پیش قدم شو و برو از دلش در بیاور. همیشه یادت باشد ببخش تا بخشیده شوی؟

بهار می آید تا سرسبزی و شكوفا شدن دوباره زمین را خبر دهد. این بار سعی كن با بهار متحول شوی و بهاری بدون دل خوری برای خودت طراحی نمایی.

به امید بهار در بهار

هرگاه بهار می آید لباس نو به تن می كنیم. خانه را غبار روبی می كنیم و... آیا یك بار با دل خود خلوت كرده ایم؟ !و آن را شست و شو داده ایم؟ تا حالا سعی كرده ایم اگر كسی از دستمان ناراحت است برویم از دلش در بیاوریم؟ یا فقط ظاهرمان را درست می كنیم؟

این بار بیاییم با هم پیمان بندیم تا دل هایمان را غبارروبی و بهاری نماییم. انشاءالله هیچ كداممان با دل شكستگی بهار را آغاز نكنیم و انشاء الله سال جدید كه درراه است سالی باشد كه آقا امام زمان (عج) ظهور نماید و بهار در بهار باشد.

بیا ای بهار گم شده ام

بیا! ای بهار گم شده ام...بیا تا با یاس ها هم صدا شویم بیا تا در شهر پاکی ها قدم بزنیم. بیا تا بوی عطر سجاده ها را بفهمیم.

بیا و دلتنگی مان را ببین. بیا تا از صبح های جمعه بگوییم. صبح های جمعه که می آیند و می روند، بدون تو.

بیا تا از حرف های  ناگفته بگوییم.

بیا تا دست های آسمانی ات را بگیریم و در دریای پر مهرت شنا کنیم.

بیا و ببین نرگس های باغچه به انتظارت نشسته اند. بیا...بیا!

من بایدتغییرکنم یاتو؟

من باید تغییر کنم یا تو؟


اختلافات زناشویی بخش جدایی ناپذیر در زندگی مشترک است.

هنگام ایجاد تغییر در احوال زندگی زناشویی خود، ممکن است با طرز تلقی‌ها و باورهایی برخورد کنید که انگیزه شما را ضعیف کند. این طرز تلقی‌ها اغلب به شکل افکار اتوماتیک متجلی می‌گردند. پس از شناسایی مقاومت‌های موجود در برابر تغییر، می‌توانید با دلیل و منطق و با ارائه توضیحاتی که نادرستی و مبالغه‌آمیز بودن آنها را ثابت نماید به برخورد با آنها بروید.فهرست زیر را به دقت مطالعه کنید و ببینید که کدام یک از آنها در مورد شما و یا همسر شما صدق می‌کند.


اعتقاد به تغییر

باورهای منفی:

همسرم تغییر کردنی نیست.  هیچ اقدامی رابطه ما را بهتر نمی‌کند.  وضع ما بدتر می‌شود.

پرداختن به مناسبات زناشویی، آن را وخیم‌تر می‌کند. خسارات بیش از حدی است که بتوان آن را جبران کرد. چه فایده که رفتار همسرم مثبت شود، مهم طرز تلقی اوست که منفی است.

 

باورهای توجیه کننده:

- هر کسی جای من بود همین کار را می‌کرد. او مرا ناراحت می‌کند، من هم باید او را ناراحت کنم.

 

اقدام تلافی جویانه:

-  تا همسرم کاری صورت ندهد، من کاری نخواهم کرد. چرا من باید خودم را تغییر دهم؟

- همسرم در گذشته مرا به شدت ناراحت کرده است، حالا به جبران گذشته‌ها باید کارهای زیادی صورت دهد. از کجا بدانم که همسر وفادار و متعهدی دارم؟

 

مسئله همسر من است:

 - من اشکالی ندارم. اگر همسرم خودش را اصلاح کند، همه چیز درست می‌شود.

 - همسر من یک غیرممکن است.

 - همسر من نمی‌تواند خودش را اصلاح کند.

- مسئله اینجاست که همسر من لبریز از تنفر است.

 

اگر احساس می‌کنید این باورها نیز جایی از ذهن شما را اشغال کرده‌اند، بهتر است درباره اعتبار آن فکری کنید، زیرا هر لحظه تصمیم بگیرید خود را تغییر بدهید در برابرتان به خودنمایی می‌پردازند. برای برخورد با آنها می توانید از روش‌هایی که توضیح می دهیم استفاده کنید.

شخصاً به این نتیجه رسیده‌ام که باورهای منفی به ندرت صد در صد واقعیت دارند. البته ممکن است در بسیاری از موارد همسر شما میلی به تغییر نداشته باشد. به خصوص اگر تصمیم جدی به متارکه گرفته باشد، میل چندانی به تغییر نخواهد داشت. در این صورت اگر غیرممکن هم نباشد دستیابی به زندگی زناشویی سعادتمند، دشوار می‌شود. اما این هم مسئله‌ای است که اگر زن و شوهر هر دو به جدا شدن از یکدیگر مصمم باشند، مترصد بهبود روابط خود نخواهند بود.

اما، اشخاصی که مایل باشند روابط زناشویی بهتری داشته باشند می‌توانند با باورهای منفی مبارزه کنند و از این آوردگاه موفق بیرون روند. برای توضیح بیشتر به راه‌هایی برای برخورد طرز تلقی های منفی آنها ارائه می‌دهیم.

 

باورهای منفی

«همسر من تغییر کردنی نیست» این جمله تقریباً همیشه اشتباه است. تجربه روان درمانی نشان داده است که می‌توان به سخت‌ترین جوشش ‌های روانی نفوذ کرد.

بسیاری از اشخاصی که به نظر سخت و نرم ناشدنی می‌رسند و در برابر پیشنهادهای مفید مقاومت می‌کنند، برخلاف انتظار همگان ناگهان و

برای همیشه تغییر حالت می‌دهند.

 اینکه آیا همسر شما میل به تغییر دارد یا نه مسئله دیگری است. اما اگر شما تغییری در احوال خود بدهید، ممکن است همسرتان را هم به تغییر خویش تشویق کنید و اغلب هم همین اتفاق می‌افتد.

نکته مهم و قابل توجه این است که افراد مرتب، در طول زندگی خود تغییر می‌کنند. در نتیجه، اگر شما و همسرتان راه‌هایی برای برخورد با یکدیگر ابداع کنید که در مقایسه با انگاره‌های قبلی لذت بخش‌تر و موثرتر باشند، می‌توانید

 در جهت منسوخ کردن عادت‌های کهنه و جایگزین کردن آن با

عادت‌های جدید کاری صورت دهید.

 

«هیچ اقدامی رابطه ما را بهتر نمی‌کند.»

 

می‌توانید این باور را به آزمایش بگذارید . قبل از هر کار باید مسایل خاص روابط زناشویی خود را شناسایی کنید و آنگاه راه حل‌هایی برای اصلاح آنها بیابید. کار دشواری نیست می‌تواند به سادگی تعریف کردن حوادث جالب روزانه باشد. این قبیل ابتکارها روح تازه‌ای به کالبد زندگی مشترک می‌دمد و موازنه را به سود خوشبختی سنگین می کند.

در ادامه سعی داریم راهکارهای مقابله مؤثر با اختلافات بین فردی بخصوص زوجین را برای شما ذکر کنیم.

 

-تحمل و بردباری :

شما می توانید با پذیرش این واقعیت که هیچ انسانی کامل نیست ، خود را از احساس گناه زیاد رها سازید. بعضی چیزها ارزش ندارند که بخاطرشان ناراحت شوید. اگر شما بتوانید بردبار باشید، روابط شما با دیگران خیلی بهتر خواهد شد .زوجهای ناسازگار در برابر رفتارهای منفی و مثبت همسرانشان واکنش سریع و زیادتری نسبت به زوجهای سازگار از خود نشان می دهند. زیرا اعمال و رفتارهای یکدیگر را بیش از حد جدی می گیرند.

 

- ایجاد تعادل بین جنبه های مثبت و منفی :‌

من باید تغییر کنم یا تو؟

شیوه دیگر برای کنار آمدن با معایب و نارسائیهای افراد نزدیک ، ایجاد توازن بین اعمال مثبت و منفی آنهاست . حتی اگر نزدیکان شما افراد کاملی نباشند، به طور معمول، بیشتر کارهای خوشایند انجام می دهند تا ناخوشایند. یادآوری اعمال خوب آنها باعث می شود تا کارهای نه چندان خوبشان را راحتتر تحمل کنید.

 

-آگاهی از حقوق خود برای تعیین نیازها و خواسته ها در رابطه زناشویی :

تحمل و بردباری و ایجاد تعادل بین جنبه های مثبت و منفی به این معنی نیست که حق ندارید تعیین کنید چه چیز قابل قبول و چه غیرقابل قبول است . هدف اینست ،که شما منطقی و عینی باشید. بنابراین به نفع شماست، که انتظارات خود را دوباره ارزیابی کنید،‌نیازهای خود را بشناسید و تعیین کنید که در رابطه زناشویی چه می خواهید و حاضر به تحمل کدامیک از رفتارهای منفی آنها نیستید.

 

- غلبه یافتن بر حسادت :

حسادت ، احساس ناخوشایندی است، که ریشه آن در احساس ناامنی و حقارت نهفته است . حسادت هیجانی مخرب است که اگر کنترل نشود، می تواند مشکلات زیادی را در زندگی زناشویی ایجاد کند.

 

-دست زدن به اقدامات مثبت :

وقتی رابطه دچار مشکل می شود و به خطر می افتد، هر دو طرف باید تصمیم بگیرند که برای بهبودی آن اقدام نمایند. اگر دو طرف انگیزه بهبودی داشته باشند ، می توانند با افزایش اتفاق های مثبت ناراحتی ها را از بین ببرند.

 

-برقراری ارتباط وگفتگو :‌

وقتی شریک زندگی یافردی از نزدیکان شما به شیوه نامقبولی با شما رفتار می کند ، راه حل دیگر این است که نارضایتی خود را ابراز کنید و برای یافتن راه حلی باهم گفتگو کنید. همین جاست که مهارت جرأتمندی می‌تواند بسیار سودمند باشد. فراموش نشود که جرأتمندی به معنای صریح و روراست بودن است نه پرخاشگری !

بهاری باش

چقدر برای آمدن بهار دل ها آماده شده ایم؟


خانه تکانی رسم هر ساله ی منتظران بهار است. اما این روزها بوی بهاری دیگر می آید؛ بهاری از جنس دل، بهاری برای نو شدن و شکوفایی قلب ها و روح ها؛ بهاری که برای آن هم باید خانه تکانی کرد. یک خانه تکانی اساسی در قلب و روح و جان آدمیان!


عید نوروز

بوی بهار می آید ...

در روایات آمده است که کسی که ادّعا کند زمان ظهور منجی بشریت را می داند، بدانید که او کذّاب است. زیرا خود مولا و صاحب الزمان(عج) نیز زمان دقیق ظهور حضرتش را نمی دانند. اما بر اساس معارف و آموزه های دینی همان طور که هر روز صبح می خوانیم: انّهم یرونه بعیداً و نرئه قریباً؛ براستی که آنان(دشمنان) امر ظهور را دور می دانند اما ما آن را نزدیک می بینیم. این فراز پایانی دعای عهد است که مژده ظهور مولایمان را هر روز نزدیکتر از دیروز در مقابل چشمانمان قرار می دهد. اویی که با ظهورش بهاری حقیقی دل ها را نو و تازه می کند. آری و این روزها چقدر مژده ی ظهورش نزدیکتر شده است ....

 

دل های آماده در سرزمین ما

این روزها که مردمان مسلمان در سرزمین های دور و نزدیک ما در منطقه ای که خاورمیانه می خوانندش، به برکت اسلام بیدار شده اند و از درون غارهای غفلت بیرون آمده اند، این روزها بوی بهار بیشتر می آید. بوی آمدن بهاری نو از جنس دیگر. بهاری که با آمدنش دیگر سرسبزی و طراوت جایش را به زمستان نخواهد داد. شما هم بوی بهار را حس می کنید؟!

براستی چقدر برای آمدن بهار دل ها آماده شده ایم؟ آیا میدان التحریر و لؤلؤ و ... جان مان را انقلابی کرده ایم؟ بوی بهار می آید؛ بوی ظهور ...

این روزها که مردمان مسلمان در سرزمین های دور و نزدیک ما در منطقه ای که خاورمیانه می خوانندش، به برکت اسلام بیدار شده اند و از درون غارهای غفلت بیرون آمده اند، این روزها بوی بهار بیشتر می آید. بوی آمدن بهاری نو از جنس دیگر. بهاری که با آمدنش دیگر سرسبزی و طراوت جایش را به زمستان نخواهد داد. شما هم بوی بهار را حس می کنید؟!

قلب های تکانده شده!

بیایید همان طور که شیشه ها و در و دیوارهای خانه ها و شهرمان را گردگیری می کنیم و برای آمدن بهار آماده شان می کنیم، گرد و غبار از شیشه ی قلب مان پاک کنیم و خانه های وجودمان را حسابی خانه تکانی کنیم تا ما نیز برای استقبال از بهار آماده باشیم؛ استقبال از بهار و ظهور مردی از تبار روشنی ها؛ بوی بهار می آید؛ بوی ظهور ...

امام زمان حضرت مهدی (عج)

خرید شب عید

عید روزی است که در آن گناه نشود» مولایمان علی (علیه السلام) چه زیبا برای ما بهترین روزها را ترسیم نمود؛ عید واقعی ما روزی است که مژده ی ظهور مردی آسمانی تحقق یابد؛ آن روز عید واقعی ماست که دیگر گناه نمی کنیم و جان هایمان را با نور معرقفت شستشو داده ایم. برای آمدن چنین روزی عیدی آماده باید شد؛ باید از امروز خریدهای عید را انجام داد تا در آن روز زرق و برق گناه ما را نفریبد. از همین حالا مهیای خرید باشد؛ هر آنچه لازم داری؛ هر آنچه که تو را بی نیاز از انجام گناه و بدی می کند همه را بخر؛ همین امروز؛ دیر نشود، بوی بهار می آید؛ بوی ظهور ... .

آمده است؛ قریب است که ظاهر شود ...

اگر مهیا شده ای، اگر آماده ی آماده ی دیدنش هستی. فراموش نکن او آمده است، او اصلاً از میان ما نرفته بود که بخواهد بیاید، او همیشه در میان ما بوده است اما نه ظاهر که غایب بود از دیدگان ما و امروز با همه ی وجود حس می کنیم که او به زودی ظهور خواهد کرد، در سرزمین ما در جایی که خاورمیانه خوانده می شود؛ بوی بهار می آید؛ بوی ظهور ...

زندگي وديگرهيچ

زندگی دوباره بعد از طلاق

پس از طلاق زندگی کنید


جدایی دردناك است و حقیقتی تلخ محسوب می‌شود، مگر اینكه شخص از نظر احساسی بسیار سرد و غیرصمیمی باشد. از دست ‌دادن همسر و عزیزان همواره یكی از بدترین تجربه‌های انسان در زندگی است. شخص دوست دارد در چنین شرایطی به گوشه‌ای برود و با خودش تنها باشد. شاید گریه‌كردن ساده‌ترین كاری باشد كه در چنین مواقعی می‌توان انجام داد. شخص نیاز به زمان دارد، زمانی برای غلبه بر سختی‌ها و التیام نسبی زخم‌ها. كارشناسان این زمان را زمان سوگواری می‌نامند. اگر فرد پس از زندگی مشترك از همسرش جدا شود، نیاز به این زمان سوگواری دارد.


واقعیت این است که برخی افراد خود را در كارشان غرق می‌كنند، برخی دیگر در خانه می‌مانند و غصه می‌خورند، و برخی دیگر نیز به افراط و تفریط در كارها می‌پردازند. اما بهترین راه علاج چیزی است كه به جایگزین‌درمانی معروف است، به این معنی كه فقدان یا كمبود عشق و محبت را با فعالیت یا كار دوست‌داشتنی دیگر جایگزین كنیم. برای مثال، با تغذیه مناسب و فعالیت‌های ورزشی به جسم خود محبت كنیم. اما اینكه چگونه كار را آغاز كنیم مهم است. بیشتر زنان ایرانی پس از گذراندن دوره سوگ نمی‌توانند به سرعت به جامعه بازگردند.

طلاق بسیار دردناك است و شاید زخم‌های زیادی از آن بر روح و روان طرفین بماند. تیلور، یكی از استادان دانشگاه استنفورد، معتقد است ورزش یكی از شیوه‌های موثر برای خروج از افسردگی است. به تاثیرات مثبت ورزش بر بدن همواره توجه می‌شود،‌ اما تحقیقات مشخص كرده است

ورزش با كاهش استرس و افزایش احساس شادابی موجب احساس بهتر و رضایت بیشتر در افراد، صرف‌نظر از وضعیت زندگی و مشكلات، می‌شود.

 به جای انزوا و دوری از جمع باید روابط دوستانه را گسترش داد، اما بیشتر زنان ایرانی تنهایی و انزوا را انتخاب کرده‌اند، در حالی که در روابط دوستانه مهر ورزیدن وجود دارد و همین برای آنها بسیار مفید خواهد بود. دوستی‌ها شادی‌ها را مضاعف و غم‌ها را تقسیم می‌كند.

زندگی پس از جدایی موضوعی است كه هر زن و مردی پیش یا پس از جدا شدن از همسرش به شكل جدی به آن فكر می‌كند. اولین تاثیر چنین وضعیتی بر ذهنیت افراد این است كه برای ادامه زندگی تصمیم می‌گیرند دیگر سراغ ازدواج نروند و باقی‌مانده زندگی خود را تنها بگذرانند. چنین شیوه‌ای میان زنان مطلقه بسیار رواج دارد. چه آنها كه فرزند دارند و چه آنها كه صاحب فرزند نشده‌اند، تا سال‌های سال مجرد می‌مانند.

معمولا در مردانی كه از همسران خود جدا می‌شوند پس از مدتی تمایل زیادی برای ازدواج مجدد وجود دارد، اما زن‌ها پس از شكست عاطفی، معمولا به دور خود حصاری می‌كشند و تا مدت‌ها ارتباط تازه‌ای نمی‌پذیرند.

 برخی از بانوان ایرانی به دنبال تحصیل می‌روند و آن را سر‌لوحه زندگی جدید خود قرار می‌دهند. با خواندن مطلب آموزشی، ادبی یا علمی فكر خود را پرورش می‌دهند. با آرامش و پاك‌كردن فكر خود از مسائل ناخوشایند یا نشستن كنار رودخانه یا دریا به روح خود عشق می‌ورزند و به شادابی آن كمك می‌كنند. ویلیام شكسپیر می‌گوید آنچه آسیب دیده به تدریج بهبود می‌یابد. پس با خود مهربان باشید و بدانید غم‌ها به آرامش می‌رسند. پس خواهان رضایت و شادی باشید و به گذشته فكر نکنید، چون حالا فقط امكان حركت به آینده وجود دارد.

زن طلاق‌گرفته با مشكلات عدیده‌ای روبه‌روست. اگر بخواهد با خانواده‌اش زندگی كند، ممکن است رفت و آمدهایش كنترل ‌شود و خانواده‌ برای حفظ آبروی خود سعی می‌كنند از معاشرت‌هایش به دلیل حساسیت‌های جامعه جلوگیری كنند. اگر بخواهد مستقل زندگی كند، پیدا كردن یك محل مسكونی و صاحب‌خانه‌ای كه مایل به خانه دادن به زن مطلقه باشد كاری دشوار است. حتی اگر چنین خانه‌ای هم بیابد، باز باید با همسایگانی برخورد ‌كند كه او را تنها به چشم نابود‌كننده زندگی خود می‌بینند‌.

کاش آدم‌های جامعه ما به زنان طلاق گرفته به شکل بیمار جزامی نگاه نمی‌کردند "هرچند که جزام هم بیماری نیست که مورد انزوا واقع شود" و به آنها حق زندگی دوباره می‌دادند.»

برای برخی زنان مطلقه خواستگارهایی پیدا می‌شود كه پیش از آن ازدواج نكرده‌اند. چنین خواستگارهایی معمولاً با این نوع انتخاب‌ها تلاش می‌كنند برخی كمبودهای شخصیتی خود را پوشش دهند و به نوعی شخصیت خود را رشد‌یافته نشان دهند، اما زنان ایرانی معمولا تمایلی به ازدواج مجدد ندارند، 

نكته قابل تامل دیگر اینكه زن و شوهر بعد از جدایی، برای ازدواج بعدی خود دچار حساسیت‌های خاصی می‌شوند. به همین دلیل، زنان در ازدواج‌ دوم بسیار آسیب‌پذیرند. شاید بتوان گفت یكی از بزرگ‌ترین تفكرات غلط در مورد زنان مطلقه رواج روزافزون ازدواج موقت در مردان متاهل باشد. در بیشتر موارد، زنان مورد نظر از میان زنان طلاق‌گرفته‌ای هستند كه تنها به علت مشكلات بسیاری كه پس از طلاق به آنها فشار آورده تن به این‌گونه زندگی مشترك می‌دهند‌.

برای حمایت از زنان طلاق‌گرفته به فرهنگ‌سازی و لایه‌برداری از تفكرات كهنه و خرافه‌پرستی كه این روزها بدبینی هم چاشنی آن شده نیاز است. غبارزدایی از این تفکرات از تدوین هرگونه قانون، تبصره و ماده‌ای مهم‌تر است.

 باید پذیرفت كه زن طلاق‌گرفته بعد از تحمل فشار روحی و روانی در خانه همسر سابق خود، حق دوباره زیستن و داشتن یك زندگی آرام را دارد.

یکی از مهمترین نیازهای افرادی که واقعه بزرگی مثل طلاق را پشت سر گذاشته اند، داشتن کسی است که به حرف هایشان گوش بدهد. کسی که آنها را قضاوت نکند و با دلسوزی با آنها همدردی کند. از دوستان و نزدیکانتان بخواهید که بدون اظهار نظر پای درد دل شما بنشینند و فقط گوش بدهند. لازم نیست شما را نصیحت کنند و یا نظرشان را راجع به احساسات تلخ شما ابراز کنند.

 

پس خجالت نکشید و خواسته خود را ابراز کنید و تقاضای کمک کنید. اگر چنین شخصی در اطرافیان شما وجود ندارد می توانید از یک مشاور کمک بگیرید .

سعی کنید به جای ملامت کردن طرف مقابل ، نقش خود را در کل ماجرا پیدا کنید و با شجاعت خطاهایتان را بپذیرید. به انتخاب های اشتباهتان فکر کنید. چه کارهایی را می توانستید متفاوت انجام دهید؟ آیا اگر دوباره در همان شرایط قرار بگیرید، عکس العملتان متفاوت خواهد بود؟ این بازنگری را با هدف توانمند کردن خود انجام دهید. به خاطر داشته باشید که شما قربانی این ازدواج نبوده اید و حتما سهمی در اشتباهات یا مسیری که به جدایی ختم شده است ، داشته اید. این فکر به شما اعتماد به نفس می دهد و توانمندتان می کند .

هم خود و هم همسر سابقتان را ببخشید. به این فکر کنید که هر دوی شما نسبت به میزان آگاهی و تجربه خود بهترین عملکرد را در شرایط بحران انجام داده اید و حتی اگر یکدیگر را آزار هم داده اید به خاطر بدجنسی و توهین نبوده بلکه شرایط این گونه اقتضا می کرده است و شاید هم به خاطر دفاع و حفظ خود در آن لحظات مجبور به بروز چنین رفتارهایی شده اید. بخشش شما را از قید تنفر و افسردگی و ملامت آزاد می کند؛ البته نباید انتظار داشته باشید که بخشش و فراموشی آسان حاصل شود. بخشش به تمرین نیاز دارد، تمرین مداوم و روزانه ، به همسر سابقتان فکر کنید و او را برای همه چیز ببخشید.