کاسه داغترازعشق


گاهی غلبه احساسات و عواطف و دلباختگی دختر و پسر باعث می شود كه به خوبی از تفكر و تعقل برای ارزیابی معیارهای ازدواج برنیایند و در آینده ای نه چندان دور در زندگی زناشویی دچار مشكلات عدیده ای شوند كه در آن هنگام به قولی نه راه پس دارند و نه راه پیش. در بعضی مواقع اصرارهای عجولانه دختر و یا پسر كه داوطلب ازدواج هستند فرصت بررسی و تحقیق در مورد معیارهای هر دو طرف را از خانواده ها سلب می كند. بدون شك اگر پایه های ازدواج بر داغی عشق و هیجان و دلباختگی استوار شود، در همان ماه های اول ازدواج رو به سردی می گراید و شاها سردی رابطه و تزلزل پایه های ازدواج خواهیم بود.

ازدواج

چه بسیار دخترها و پسرهایی كه در ابتدای ازدواج با رنگ چشم، طرز بیان، یا شراكت در یك كار مشترك عاشق یكدیگر می شوند و در پی یك كشش فوق العاده علاقه، هیجان و عشق، بسیاری از معیارها و ارزش های ازدواج را نادیده می گیرند. ولی چند صباحی بیش نمی گذرد كه همان افرادی كه در حد پرستش یكدیگر را می ستودند، مدتی بعد از آغاز دوران عقد، با نفرت و خشم در پی جدایی و طلاق برمی آیند. به راستی چرا این چنین است؟ آیا غیر از این است كه افرادی كه احساسات شان به ناگاه بر تعقل و تفكرشان غلبه می كند دچار چنین سقوطی می شوند.

به راستی دوستی، محبت، عشق وعلاقه چاشنی زندگی و آرامش بخش روان و تأمین كننده نیاز فطری بشر است به ویژه در طول زندگی كه نیاز است در موارد مختلف تزریق شود. در واقع یكی از زیباترین جاذبه های روانی كه مایه اصلی نشاط و سرزندگی خانواده و به خصوص زن و شوهرهاست، علاقه و احساس روزافزون آنها به یكدیگر است. به بیان دیگر، بدون عشق و محبت به دیگری و هم چنین مورد محبت و توجه قرار گرفتن، زندگی معنایی نمی تواند داشته باشد. اما محبت و عشق واقعی چه زمانی به وجود می آید؟ عشق و محبت زمانی روزافزون می شود كه زن و شوهر نسبت به یكدیگر شناخت و معرفت بیشتری كسب كنند. به بیان دیگر، این شناخت و معرفت یكدفعه و ناگهانی به وجود نمی آید بلكه تدریجی است و نكته جالب همین جاست كه تدریجاً به موازات رشد و تحول آدمی آن عشق و محبت صد چندان می شود.

یادم می یاد مدتی پیش مراجعی داشتم كه با پدرش به كلینیك من مراجعه كرده بودند. پدر از دست دخترش شاكی بود چرا كه دخترش خواستگاری داشت كه جوانی مؤمن، تحصیلكرده، خوش اخلاق و خوش برخورد بود در ضمن از ظاهری آراسته نیز برخوردار بود ولی دختر بدون دلیل خاصی حاضر به ازدواج با این جوان نبود. او می گفت منتظر جوان دیگری است كه به زودی به خواستگاریش می یاد. این جوان با تحقیقاتی كه كردند در گذشته سابقة اعتیاد داشته، در یك خانوادة بی قید و بی مسئولیت بزرگ شده حتی دیپلم هم نداره این فرد نه صلاحیت همسری داره نه مسئولیت پذیری برای زندگی مشترك داره من نمی دونم كه دخترم به چه كسی دل خوش كرده و دل بسته، تنها دلیلش هم اینه كه این پسر قول داده كه توی زندگی از هیچ چیزی براش كم نمی گذاره، آیا به نظر شما این كافی؟

این دختر خانمی كه در مثال بالا مورد بررسی قرار گرفت، در حصاری از احساسات قرار گرفته كه نمی تواند از قوه تعقل و تفكر خودش به خوبی استفاده كند. به بیان دیگر تا زمانی كه انسان صاحب اندیشه نسبت به یك موضوع یا یك پدیده شناخت كامل حاصل نكرده باشد، نمی تواند احساس و علاقه ای به آن موضوع یا پدیده داشته باشد. یك انسان كامل فردی است كه بین شناخت و احساسات خود توازن برقرار می كند. بنابراین صرف یك شناخت محدود نمی تواند عشق رمانتیك و آتشین به دنبال داشته باشد، كه حتی اگر هم چنین باشد این عشق رو به سردی می گراید.

 

عشق میان زن و شوهرهایی كه سال هاست ازدواج كرده اند و نسبت به هم معرفت بیشتری پیدا كرده اند، به نسبت تعداد سال هایی كه با هم زندگی كرده اند بسیار بیشتر از عشق بین دو جوانی است كه تازه با یكدیگر پیوند زناشویی بسته اند.

 

بسیار شایسته است كه با تفكر و تعقل، استقلال رأی و آزادی، صلاحیت ها، قابلیت مسئولیت پذیری ایمان و تقید خواستگاران را مورد ارزیابی قرار داد و نسبت به ویژگی های هر كدام از آن ها توجه و اندیشه كرد.

هر فردی در سایه اندیشیدن و تفكر و مشاهده رفتارهای مطلوب صاحب احساسات تازه ای خواهد شد كه انتظار می رود با شناخت بیشتر، افزون و افزون تر شود.

آری وقتی به مسأله عشق وعلاقه این گونه می نگریم، نتیجه می گیریم، عشق میان زن و شوهرهایی كه سال هاست ازدواج كرده اند و نسبت به هم معرفت بیشتری پیدا كرده اند، به نسبت تعداد سال هایی كه با هم زندگی كرده اند بسیار بیشتر از عشق بین دو جوانی است كه تازه با یكدیگر پیوند زناشویی بسته اند.

در پایان نتیجه می گیریم كه اگر پایه های ابتدایی ازدواج بر شناخت و معرفت و معیارهای كفویت استوار باشد و از احساسات و عواطف در جای مناسب خود و متوازن با شناخت استفاده شود، عشق و علاقه حاصل از چنین پیوندی روز به روز افزون تر خواهد شد.

ب مثل.........

بهترین باش

ستاره

 اگر نمی توانی بلوطی بر فراز تپه ای باشی، بوته ای در دامنه ای باش، ولی بهترین بوته‌ای باش كه در كناره راه می‌روید.

اگر نمی‌توانی بوته‌ای باشی، علف كوچكی باش و چشم‌انداز كنار شاه راهی را شادمانه‌تر كن.

اگر نمی‌توانی نهنگ باشی،  فقط یك ماهی كوچك باش، ولی بازیگوش‌ترین ماهی دریاچه باش.

در این دنیا برای همه ما كاری هست كارهای بزرگ، كارهای كمی كوچكتر و آنچه كه وظیفه ماست، چندان دور از دسترس نیست

همه ما را كه ناخدا نمی‌كنند، ملوان هم می‌توان بود.

در این دنیا برای همه ما كاری هست كارهای بزرگ، كارهای كمی كوچكتر و آنچه كه وظیفه ماست، چندان دور از دسترس نیست.

اگرنمی‌توانی شاه راه باشی، كوره راه باش،  اگر نمی‌توانی خورشید باشی، ستاره باش، با بردن و باختن اندازه ات نمی گیرند.

 هر آنچه كه هستی، بهترینش باش.

قابل توجه شما

چرا برخی زوج ها ،درمانده می شوند؟


طبق یافته های روانشناسی حدود 75% از اوقات روز ما صرف ارتباطات انسانی می‌شود  و بر همین مبنا کیفیت زندگی هر شخص بستگی به کیفیت ارتباطات او با دیگران دارد. ارتباط عامل گسترش روابط صمیمی است و مشکلات و اختلافات مربوط به ارتباط و صمیمیت از دیگر موضوعات اصلی و محوری زوجهای آشفته قلمداد می شوند.

نابسامانی

کمبود مهارتهای ارتباطی با بسیاری از مشکلات زوج ها ارتباط دارد و به نوعی می توان گفت شایعترین مشکلی که توسط زوج های ناراحت مطرح می‌شود  عدم موفقیت در بر قراری ارتباط می‌باشد، به طوری که نتایج پژوهشهای محققان نشان می دهد که مشکلات ارتباطی، یکی از مشخصه های روابط زوج های درمانده است و این ویژگی می تواند مشکلات تجربه شده ی قبلی را تشدید کند.

از سوی دیگر اشکال در مهارتهای بیان و دریافت با بسیاری از شکایتهای متداول زوج ها مانند : عدم تفاهم، توجه ناکافی به یکدیگر، اشکال در گوش دادن، افزایش تعارض و اشکال درحل مسائل ارتباط پیدا می کند.

 

الگوهای ارتباطی ناقص

طبق یافته های روانشناسی حدود 75% از اوقات روز ما صرف ارتباطات انسانی می‌شود  و بر همین مبنا کیفیت زندگی هر شخص بستگی به کیفیت ارتباطات او با دیگران دارد. ارتباط عامل گسترش روابط صمیمی است و مشکلات و اختلافات مربوط به ارتباط و صمیمیت از دیگر موضوعات اصلی و محوری زوجهای آشفته قلمداد می شوند.

در واقع در عمل ارتباط، به زوج ها اجازه می دهد که مشکلشان را مورد بحث قرار داده و حل کنند و موضوعات مهم زندگیشان را مورد بررسی قرار دهند. برای مثال همسرانی که نمی توانند در قالب ارتباط صمیمی احساساتشان را برای یکدیگر بروز دهند احتمالاً در جنبه های مختلف زندگی زناشویی دچار مشکل می گردند و یا زوج هایی که قادر نباشند عدم توافق را به توافق تبدیل کنند اغلب گرفتار چرخه ای از گرفتاریهای تمام نشدنی می شوند که برای سالها تکرار می شوند.

 

مشکلات ارتباطی، یکی از مشخصه های روابط زوج های درمانده است

 

مشکلات ارتباطی رایج بین زوج ها را می توان به شرح زیر دانست:

 

1- حق به جانب بودن: وقتی که یک زوج یا هر دو معتقد باشند حق با آنهاست و از دیدگاه خود همیشه حق را به خود بدهند.

2- تعصب در گوش دادن: برخی از زن و شوهرها هیچ توجهی به آنچه گفته می‌شود  ندارند و  فقط منتظر می مانند تا صحبت دیگری تمام شود تا بلافاصله شروع به صحبت کنند.

3- تکرار شکایت: این روش به زوج هایی مربوط می‌شود  که به تکرار یک شکایت ادامه می دهند بدون این که نسبت به حرفهای همسر خود توجه داشته باشند، در نتیجه گفتگو به جایی نمی رسد.

4- شکایت متقاطع: این روش نیز به زوج¬هایی مربوط می‌شود  که شکایت را با شکایت پاسخ می دهند .

5- پیامهای متضاد: این شکل ارتباط وقتی است که پیامهای کلامی و غیر کلامی دارای دو معنی متضاد باشند. بعنوان مثال یکی از زوج¬ها در حالی که مشغول تماشای تلویزیون است، زوج دیگر را تشویق می کند تا به صحبت خود ادامه دهد.

نابسامانی

6- زخم زبان: زخم زبان یک پیام متضاد می‌باشد که در بردارنده پیامی مثبت همراه با یک انتقاد در خاتمه آن است. بعنوان مثال: «مطمئن هستم که تو می خواهی وقت زیادی را در حال حاضر با من صرف کنی اما چرا در 5 سال گذشته این کار را نکردی.

7- استفاده از پیامهای مبتنی بر «شما» به جای پیامهای مبتنی بر «من» : یکی دیگر از مشکلات ارتباطی رایج بین زوجین استفاده مکرر از پیامهای مبتنی بر «شما» است. در پیام مبتنی بر «شما» یکی از زوجین طرف دیگر را هدف اتهام قرار می دهد لذا موجب حالت تدافعی و تهاجمی در همسر خود می‌شود ، اما در پیام مبتنی بر «من» فرد فقط احساس یا فکر خود را بدون متهم ساختن دیگری مطرح می سازد یک پیام مبتنی بر «من» مانند «من وقتی می بینم ظرفهای کثیف زیادی روی هم انباشته شده اند ناراحت می شوم» احتمالاً خیلی بهتراز این پیام مبتنی بر «شما» است که گفته شود «شما آدم بی توجه وبی عرضه ای هستید».

 

ناتوانی در درك دیدگاه دیگری

از دیگر عوامل موثر در عدم رضایت زناشویی، ناتوانی زوجین، در درك دیدگاه دیگری است. درك دیدگاه دیگری، یک مهارت ارتباطی مثبت است که می¬تواند به بهبود ارتباط زناشویی کمک کند. این مهارت به معنای ساده از افراد می¬خواهد که نقطه نظرات و افکار دیگران را درک کنند و هوشمندانه خود را بجای دیگران قرار دهند. تحقیقات نشان داده اند در ازدواج های ناموفق اغلب یکی از زوجین از درک دیدگاه دیگری عاجز است .

همچنین زوج های گرفتار عموماً از تعاملهای خوشایند و شوق انگیزی برخوردار نیستند و درعین حال دارای تعاملهای خشم، سرزنش و یا تنبیه فراوانی هستند. تعامل ها در زوج های گرفتار، اغلب با رفتار منفی متقابل مشخص می‌شود  بدین معنا که اگر یکی ازطرفین، رفتاری منفی از خود نشان دهد، طرف دیگر نیز پاسخی شبیه آن می دهد و بدین ترتیب، زنجیر ه¬ی تعامل منفی پیش رونده آغاز می‌شود.

 زوج های گرفتار عموماً از تعاملهای خوشایند و شوق انگیزی برخوردار نیستند و درعین حال دارای تعاملهای خشم، سرزنش و یا تنبیه فراوانی هستند. تعامل ها در زوج های گرفتار، اغلب با رفتار منفی متقابل مشخص می‌شود .

ویژگی های شخصیتی

ویژگی های شخصیتی از دیگر عواملی است که روابط زناشویی را تحت تأثیر قرار می دهد، برخی از مهمترین آنها، رگه های شخصیتی، سبک های هیجانی، ارتباطی و انگیزشی فرد هستند.

خصوصیات مثبت شخصیتی موجب سهولت روابط بین فردی توأم با رضایت می‌شود ، به عنوان مثال افرادی که شاد، دوست داشتنی و خوش برخورد هستند، بیشتر از بقیه در پیدا کردن یک زوج مناسب موفق هستند. از طرف دیگر مردمان غمگین و کسانی که از مشکلات روان شناختی رنج می برند در این زمینه شانس کمتری دارند.

تحقیقات دیگری تأثیر ویژگیهای شخصیتی یکی از همسران بر زوج دیگر و در نهایت رابطه زناشویی را مورد بررسی قرار داده اند، این تحقیقات نشان داده اند که هیجانات، افکار یا رفتار یک همسر می تواند رفتار همسر دیگر را تحت تأثیر قرار دهد و وجود یک آسیب روان شناختی در یک زوج با پایین بودن سطح رضایت زناشویی در زوج دیگر ارتباط دارد.

خانمهاروشادکنید

لبخند

قابل توجه آقایانی که می‌خواهند کانون خانوادگی گرمی داشته باشند

 

1. زنها دوست ندارند میهمان ناخوانده داشته باشند ، بنابر این به آنها وقت كافی بدهید تا آماده شوند.

2. هر روز از همسر خود بپرسید چه كاری می توانید برایش انجام دهید؟

3. بدانید كه وقتی همسرتان اظهار سر درد می كند چاره او مسكن نیست بلكه یك لبخند است.

4. وقتی از شما خطایی سر می زند اظهار تاسف كنید.

5. وقتی اوضاع قمر در عقرب است ، لبخند را از یاد نبرید.

6. از تلاشهای همسرتان تشكر كنید و ببینید كه چقدر موثر است.

بدانید كه وقتی همسرتان اظهار سر درد می كند چاره او مسكن نیست بلكه یك لبخند است

7. به این فكر كنید كه همسرتان بهترین زن دنیا ، بهترین مادر برای فرزندتان و بهترین عروس برای مادرتان می باشد و ببینید كه او اینگونه خواهد شد.

8. خسیس نباشید و در ستایش همسرتان دست و دل بازی نشان دهید اما یادتان باشد مبالغه نكنید.

9. همسرتان را كمك كنید استعداد های نهفته اش را شكوفا كند .

به این فكر كنید كه همسرتان بهترین زن دنیا ، بهترین مادر برای فرزندتان و بهترین عروس برای مادرتان می باشد و ببینید كه او اینگونه خواهد شد

10. به جای هدایای گرانبها وقتتان را در اختیار همسرتان قرار دهید ، نشان دهید كه به او توجه می كنید.

11. هرگز با همسرتان نجنگید در عوض آنچه را در ذهن دارید بر روی كاغذی نوشته و همراه شاخه گلی به او بدهید.

بساز

امروز را بساز

دیروز و امروز

از رفت و آمد سال ها حیرانم، به سرعت پلک زدن می آیند و می روند و این عمر من است که به بطالت می رود.

از شتاب لحظه ها که گریزی نیست. زمان را که نمی توان متوقف کرد. تنها باید با ثانیه ها رقابت کرد. نباید لحظه ای را از دست داد. در این عمر پرشتاب، نباید سرگرم دلخوشی ها شد و نه از هراس اندوه، غصه خورد. هر کس باید به خویشتن تکیه کند و به امید وعده دوستان روزگار نگذراند که دوستان نیز پی کار خویشتن هستند.

امروز که تمام شود دیگر نمی آید و فردا نیز به سرعت امروز خواهد گذشت. پس امروز را دریاب و غم دیروز و ترس از فردا را فدای امروزت نکن. امروز بهترین لحظه هاست. پر توان و پر انرژی امروزت را بساز. امروز که جوان تر از فردایی برای تلاش بهتر است. تلاش برای آینده ای که تو را در خود زنده نگه می دارد. تو را درخود می میراند و بزرگ و کوچکت می کند و این سرنوشتی است که به اختیار تو رقم خواهد خورد. پس بهترین ها را برای خودت طلب کن و تا فرصت هست امروز را بساز.

پیش به سوی زندگی

وتور زندگی را روشن نگه دارید
انگیزه

 


تاكنون چند بار یك فعالیت جدید را با شور و شوق آغاز كرده‌ اید؛ اما پس از مدت كوتاهی، انگیزه خود را از دست داده‌ اید؟ این موضوع اغلب باعث ناامیدی و عدم ادامه فعالیت می ‌شود؛ اما خوشبختانه با كمی فكر و عكس‌ العمل مناسب می توانید این احساس منفی را تغییر دهید.

وقتی ما كاری را با شور و شوق شروع می کنیم، تنها به جنبه ‌های مثبت آن فكر كرده و به دلیل این كه هنوز آن كار را انجام نداده ‌ایم، از سختی‌ های آن ناآگاهیم؛ اما پس از مدتی خسته شده و احساس ناتوانی می کنیم. این موضوع باعث كاهش اعتماد به نفس می شود.

برای انجام هر كاری به انگیزه نیاز است. افزایش انگیزه در خود و دیگران، یك مهارت است. افراد در كار، منزل و هر جای دیگر از انگیزه برای رسیدن به نتیجه استفاده می کنند.

با انگیزه ماندن بسیار مهم است. زندگی ما همواره در معرض افكار منفی و استرس‌ های ناشی از آینده است. همه در زندگی خود،‌ با دودلی و تردید و ناامیدی روبه ‌رو شده ‌ایم؛ اما آنچه باعث موفقیت‌ های انسان می شود، توانایی حفظ انگیزه و حركت روبه جلو است.

انگیزه

راه‌حل ساده ‌ای برای مقابله‌ با كمبود انگیزه وجود ندارد، حتی پس از غلبه بر كمبود انگیزه، به محض رویا رویی با اولین شكست، دوباره مشكل ظاهر می شود. كلید اصلی، فهم افكار و چگونگی پیش بردن و هدایت احساسات است. به وسیله یادگیری نحوه ایجاد افكار برانگیزاننده، خنثی كردن افكار منفی و تمركز روی كاری كه در حال انجام هستید، می توانید خود را از ركود نجات دهید، قبل از این كه دچار آن شوید.

سه  دلیل اصلی برای از بین رفتن انگیزه وجود دارد:

1- كمبود اعتماد به نفس؛ اگر شما باور نداشته باشید كه پیروز می شوید، سعی كردن برایتان بی ‌مفهوم می شود.

2- كمبود تمركز؛ اگر شما ندانید كه چه می ‌خواهید، نمی توانید انگیزه لازم را داشته باشید.

3-  مشخص نبودن جهت و مسیر؛ اگر شما ندانید كه چه كار می ‌خواهید بكنید، چگونه انگیزه لازم برای انجام آن را كسب خواهید كرد؟

نحوه تفكر شما در مورد موفقیت‌ هایتان بسیار مهم است. هرچه منفی‌ تر فكر كنید، اتفاقات منفی بیشتری برایتان پیش می‌ آید. وقتی شما واقعا باور داشته باشید كه لیاقت موفقیت را دارید، ذهن شما راه‌ های رسیدن به آن را می‌ سازد

حال به شما می ‌آموزیم كه چگونه با هریك از این عوامل بازدارنده، مبارزه كنید.

انگیزه

اولین قاتل انگیزه، كمبود اعتماد به نفس است. این مورد وقتی اتفاق می ‌افتد كه شخص تنها روی آنچه می ‌خواهد تمركز كرده و آنچه را كه در حال حاضر دارد، نادیده می ‌گیرد. وقتی شما تنها در مورد آنچه می ‌خواهید، فكر می کنید ذهنتان توضیحاتی برای چرایی آنچه به دست نیاورده‌ اید، خلق می کند. این موضوع باعث ایجاد افكار منفی می شود. اشتباهات گذشته، شكست ‌ها و ضعف‌ های شخصی، ذهن شما را احاطه می کند. در این حالت شما نسبت به رقبایتان حسادت می ‌ورزید و شروع به دلیل ‌تراشی برای عدم موفقیت خود خواهید كرد. در این وضعیت، تمایل به ایجاد، حس بدی خواهید داشت و اعتماد به نفس خود را از دست خواهید داد.

راه جلوگیری از این افكار، تمركز روی داشته ‌ها و شكرگزاری به خاطر آنهاست. یك زمان خاص را برای تمركز بر جنبه مثبت هر چیز در زندگی خود، قرار دهید. یك لیست ذهنی از توانایی ‌ها، موفقیت‌ های گذشته و پیشرفت ‌های فعلی ‌تان تهیه كنید. انسان ‌ها اغلب تمایل به نادیده گرفتن توانایی‌ ها و غرق شدن در اشتباهاتشان را دارند. تلاش در جهت شكرگزاری، به شما می ‌فهماند كه چقدر در حال حاضر موفق و شایسته هستید. این كار اعتماد به نفس شما را دوباره خواهد ساخت و انگیزه لازم جهت دستیابی به موفقیت‌ های بعدی را در شما ایجاد خواهد كرد.

شاید عجیب باشد، اما نحوه تفكر شما در مورد موفقیت‌ هایتان بسیار مهم است. هرچه منفی‌ تر فكر كنید، اتفاقات منفی بیشتری برایتان پیش می‌ آید. وقتی شما واقعا باور داشته باشید كه لیاقت موفقیت را دارید، ذهن شما راه‌ های رسیدن به آن را می‌ سازد. بهترین راه موفق شدن، داشتن افكار مثبت است.

كلید اصلی، برداشتن گام‌ های موثر است. با تمركز ذهن روی یك هدف مثبت، به جای ترس، مغزتان را وادار به كاری ‌كنید، به طوری كه ذهن، نقشه موفقیت را خلق ‌كند. به جای نگرانی درباره آینده، برای آن كاری كنید

انگیزه

دومین عامل از بین برنده انگیزه، كمبود تمركز است. چقدر به جای تمركز روی اهدافتان، روی آنچه نمی ‌خواهید تمركز می کنید؟ ما غالبا به ترس‌ها فكر می کنیم. از این كه فقیر شویم، مورد احترام قرار نگیریم یا تنها شویم، می ترسیم. مشكل این نوع تفكر این است كه ترس به تنهایی كارایی ندارد. بیان ترس‌ ها باعث از بین رفتن انگیزه می شود.

اگر گرفتار ترس‌ های ناشی از افكارتان هستید، گام اول تمركز انرژی روی ایجاد یك هدف مشخص است. با مشخص كردن هدف، به طور خودكار، سلسله ‌ای از كارها را تعریف می کنید. اگر شما ترس از فقر دارید، نقشه‌ ای برای افزایش درآمدتان بكشید. ادامه تحصیل، یافتن شغلی با حقوق بالاتر یا ایجاد یك وب‌ سایت مفید و پولساز می تواند یكی از این نقشه ‌ها باشد.

كلید اصلی، برداشتن گام‌ های موثر است. با تمركز ذهن روی یك هدف مثبت، به جای ترس، مغزتان را وادار به كاری ‌كنید، به طوری كه ذهن، نقشه موفقیت را خلق ‌كند. به جای نگرانی درباره آینده، برای آن كاری كنید. وقتی شما می‌ دانید كه چه می‌ خواهند، انگیزه لازم برای آن عمل را كسب خواهید كرد.

آخرین قطعه از پازل انگیزه، جهت است. اگر معنای تمركز، داشتن هدف باشد، مسیر و جهت یك استراتژی روز به روز برای رسیدن به آن است. نبود مسیر، قاتل انگیزه است چرا كه بدون دانستن عمل بعدی در رسیدن به هدف دچار تاخیر می شویم. مثال این قضیه شخصی است كه می‌ خواهد یك وبلاگ عمومی داشته باشد اما بیشتر وقتش را صرف خواندن در مورد وبلاگ ‌نویسی می کند تا این كه شروع به ساختن آن وبلاگ كند.

انگیزه

كلید یافتن مسیر، تعیین فعالیت ‌هایی است كه منجر به موفقیت می شود. برای هر هدف، فعالیت ‌هایی وجود دارد كه منجر به موفقیت می شوند یا بالعكس جلوی موفقیت را می ‌گیرند. لیستی از فعالیت‌ هایتان تهیه كرده و آنها را بر پایه نتایج حاصله مرتب كنید. سپس روی فعالیت ‌هایی تمركز كنید كه منجر به دستاوردهای بزرگی می شوند.

این كار انرژی شما را به سمت موفقیت سوق می ‌دهد. بدون این كار، وقتتان تلف می شود و رسیدن شما به موفقیت با تاخیر مواجه خواهد شد.

وقتی انگیزه ‌تان روبه افول رفت، با برنامه ‌ای كه شامل دو عمل مثبت است دوباره در مسیر حركت قرار گیرید. اولی می تواند یك كار كوچك باشد اما دومی باید یك هدف بلندمدت ‌تر باشد. ابتدا آن كار كوچك را به سرعت انجام دهید. این عمل، ‌روحیه مثبتی در شما ایجاد می کند. بعد از آن به سمت رسیدن به هدف بلندمدت گام بردارید. این كار باعث جلوگیری از رخوت و ركود می شود.

با از بین بردن 3 عاملی كه در بالا به عنوان از بین برندگان انگیزه از آنها یاد شد، می توانید به پیروزی دست یابید.

 نکته هائی در جهت افزایش انگیزه

1) فکر کنید، تأمل نمائید و دریابید که آیا واقعاً می خواهید به تمایلاتتان دست یابید و آیا این خواسته ارزش صرف وقت و انرژی را دارد.

2) هدفتان را کاملاً روشن نمائید. نوشتن آن در این کار به شما کمک خواهد کرد.

3) اغلب به هدف و خواسته تان فکر کنید.

4) تصور کنید که به هدفتان دست یافته اید و ذهنتان را بر روی افکار متضاد آن مسدود سازید.

5) کتاب ها و مقالاتی را در مورد موضوع هدفتان بخوانید.

6) در مورد افراد موفق تحقیق کرده و سرگذشتشان را بخوانید.

7) به مزایائی که با دستیابی به اهدافتان به آنها می رسید فکر کنید.

8) به احساساتتان پس از دسترسی به هدفتان فکر کرده و آن را مجسم نمائید.

9) اظهارات مثبت را تکرار نمائید اظهاراتی چون ”من این خواسته را دارم و قدرت درونی برای رسیدن به هدفم را دارا می باشم“ این گفته را همیشه با ایمان و احساسات قدرتمند تکرار نمائید.

10) با انجام کاری کوچک در رابطه با هدفتان شروع کنید. موفقیت در امور کوچک منتهی به موفقیت های بزرگ می شود.

انگیزه موتوری قدرتمند است که شما را به سوی موفقیت و کامیابی در هر زمینه حرکت می دهد.