ازاربه بهانه دوست داشتن

این عشق است یا جلوه ای نو از آزار؟ 


عشق و علاقه به همسر، از یک سو مهمترین عامل بقا و شیرینی زندگی مشترک است و از دگر سو، عاملی برای تحمل سختی ها و مصائب احتمالی در زندگی. متاسفانه، گاهی معنای این دوست داشتن سوءتعبیر می شود و به صورت شق زیبایی از جلوه آزار و اذیت دیگری نمایان می گردد.

بدبینی

به بهانه ی دوست داشتن، محبت و علاقه به همسر،  شریک زندگی مان را در زندانی از باید و نباید ها محصور می کنیم؛ به خود اجازه می دهیم به دفعات متعدد به او تلفن کرده  و یا از او سوال کنیم که « کجا بودی »،« چکار کردی »  « کی می‌آیی؟ » و...

با گذشت اندک زمانی، متهم این زندانی، از شک  وتردید و  توبیخات مدام  زندانبان عاصی شده و اظهارخستگی و درماندگی خواهد نمود و اندیشه گریز ازحصار بدبینی این زندان و زندانبان تمنای تمامی لحظات زندگی اش خواهد شد.

 

از همان روزهای نخستین زندگی، رگه‌هایی از بدبینی در روابط زوج قابل مشاهده است. زوجین جوان، بالاخص خانم ها، در اوایل آشنایی و یا سالهای ابتدایی ازدواج، تماس های مکرر،سوال و جواب های بی مورد همسر و رفتارهای از این قبیل را (مثلا، تماس مکرر ،در طی روز، یک مرد به نامزدش و پرسش مودبانه «کجا هستی؟ می‌خواستم احوالت را بپرسم»)، به اشتباه، عشق و علاقه شخص مقابل تعبیر نموده و بدان توجه چندانی نمی‌کنند غافل از آن که، علاقه مندی و دوست داشتن نیز همانند هر موضوعی ، قواعد خاص خود را دارد.  احساساتی بدین سان مهیج و جالب، نه تنها مناسب نیست بلکه مسبب اصلی جدایی عاطفی همسران از یکدیگر در زندگی مشترک می باشد و  در آینده ای نه چندان دور،کانون گرم خانواده‌ را با مشکلات عدیده ای مواجهه خواهد نمود.

برخی، داستان عشق خود را با بعضی از شخصیت های قصه ها و فیلم ها همانند دانسته و تشابه مثل می کنند اما با چشیدن طعم تلخ فراز و نشیب های عشق نا پخته، به این عبرت دست می یازند که زندگی مشترک با رمّان ها و فیلم های عاشقانه تفاوت فاحشی دارد.

عشق بعد از ازدواج، محصول زمان است و با آرامش و درک متقابل، به بالندگی و اوج می رسد و اعتماد به همسر، زمینه اصلی عشق است و دو نفری که نسبت به هم علاقه مند و  متعهد می باشند با وجود فرسنگ ها دوری، تنها  یک نفر را دلمشغولی ذهنی خود می دانند و در همه حال و احوال به او می‌اندیشند و لاغیر. انحصار طلبی مطلق، زمینه ای برای تقویت حس حسادت است که اگر ناشناخته باقی بماند و ریشه های ستبرش را بیش از بیش بپروراند بی شک مهمترین عامل سو ظن و عدم اعتماد در زندگی زناشویی خواهد بود.

یکی از شایع‌ترین علت مراجعه زوجین به مراکز مشاوره، اختلالی است تحت عنوان بدگمانى و سوءظن‏

فرد بدبین تفسیر غلطی از رفتار دیگران دارد، احساس همیشگی او بر آن است که هر چیزی که می‌بیند و می شنود با آن چیزی که در پشت صحنه است تفاوت دارد ، به واقع این رفتار از یک احساس مثبت  نشات نمی گیرد  و فرد بدبین حتی خوبی را نیز  بد تفسیر می کند

ابتلا به این اختلال در خانم ها شیوع بیشتری دارد اما در آقایان شدیدتر و مشکل‌ساز است و پیامدهای خطرناک‌تری به همراه دارد؛ بیشترین میزان مراجعه از جانب زنان به ستوه آمده ای است که دیگرتاب تحمل شكنجه و عذاب‏روحى اتهامات همسر را نداشته و این متهم بیگناه،  به  ناچار برای رفع آن، دست آویز مشاوران می شود.

برخی از زوجین، رابطه زن و شوهری را با رابطه پلیسی اشتباه گرفته اند؛ در چنین رابطه ای یکی از زوجین متهم و دیگری بسان  پلیسی می باشد که در همه احوال به دنبال خلاف‌کار است و اعمال و حركات همسرش را تحت نظر می گیرد.

فرد مبتلا، بى‏جهت نسبت ‏به همسرش بدبین می باشد، نگاهی بدبینانه به تمامی رفتارها و گفتار همسر دارد، بهانه‏جویى و ایرادگیری می کند، همچون سایه ای در تعقیب همسر است و زندگی همسر را محصور به  محدودیت های خود می کند . از نظر چنین فردی، هر گونه پاسخدهی رفتاری و کلامی همسر، حتی در قبال سخت گیری ها و تعصبات غلط و توهمات بیجای وی، مترادف با خیانت همسر قلمداد می شود و او را بر آن وا می دارد برای اثبات ادعای بی منطق خود از در و دیوار شاهد و قرینه پیدا كند و در نهایت،  متعاقب چنین مراقبت های افراطی و تحت نظر و سیطره  دیگری بودن ، آسایش و اطمینانی که  لازمه زندگی سالم  است رخت بربسته و زندگی به  کام فرد و خانواده‏ تلخ می شود.

 

بدبینی

روان شناسان عوامل چندی را در بروز  بدبینی بین همسران موثر دانسته اند که در ذیل به آنان اشاره می نمائیم:

حسادتها

برخی از روان شناسان معتقدند ، بدبینی اول بار، از یک حسادت ساده شروع می‌شود. مثلا، مردی پس از برگشت از یک مهمانی به همسرش می گوید: « تو مرا دوست نداری،  در مهمانی، اصلا به من توجه نمی‌کردی و مرا نمی دیدی ،  انگار به دیگران( شاید اسم فرد خاصی نیز ذکر شود) بیش از من علاقه مندی ».

تمنای دیگری به طور مطلق و خواهان کسب محبت انحصاری همسر برای خود ، تا حدی طبیعی است؛ اما اگر این احساس، از حد معمول پا را فراتر بگذارد، باعث ایجاد آشفتگی در روابط زن وشوهر شد.

حسادت و حس اینکه همسرم به دیگران، بیش از من بها می دهد ؛ تدریجا به افکاری با رنگ و بوی پارانوئیدی(شک و بدگمانی ) تبدیل می شود و متعاقب آن، فرد به انجام رفتارهای جنون آمیز و دور از ذهنی مبادرت می ورزد تا بدین طریق، مرهمی برای تسکین  و فروکش کردن زبانه های شعله ور آتش حسادت  خود دست یابد؛ لذا، عدم کنترل  و پرورش افراطی این حس ،مشکلات عدیده ای را برای ارکان اصلی  زندگی و کیفیت آن وارد می سازد. 

غیرت و تعصب افراطی

برخی از روان شناسان، تعصب و غیرت افراطی را منشاء سوء ظن‌ها تلقی می نمایند و اظهار می دارند، گاهی یکی از زوجین ،از واقعیات  وجودی و شخصیتی دیگری بی خبر است و تحت شرایط مختلف، همسر را متهم  به ایجاد فساد در حیات خانواده و مسبب درد و آلام خود قلمداد می کند و این اندیشه  کاذب" تلاش همسر برای کنار زدن او" توبیخات مکرر و آزارهای روانی متمادی را  برای هر یک از طرفین رقم خواهد زد.

بیماری‌

روان شناسان معتقدند بدبینی و سوءظن، بدون وجود قراین مبرهن و مشخص برای اثبات، خود بیماری تلقی می شود. وجود برخی از بیماری‌های روانی ،علت  اصلی سوءظن و بدبینی های افراطی است ؛مثلا،گاهی بدبین، فردی وسواسی است که برای فرار از مشکلاتی که روح و روانش را درهم  می فشرد، گرفتار این اعمال می شود . نازپروردگی ،بی‌حوصلگی‌ها، ناراحتی های عصبی، مصرف برخی از داروها و مواد، و ... فرد را مستعد این بیماری مهلک می کند.

غالبا افراد بدبین، از اعتماد به نفس بالایی برخوردار نمی باشند و هر گونه مواجه همسر با دیگران را تهدیدی حیاتی در سلب علاقمندی  و توجه همسر بر خود می پنداراند که غالبا  این ترس را نیز با مفهومی به نام عشق و علاقه پنهان می کنند

اعتماد به نفس پایین

غالبا افراد بدبین، از اعتماد به نفس بالایی برخوردار نمی باشند و هر گونه مواجه همسر با دیگران را تهدیدی حیاتی در سلب علاقمندی  و توجه همسر بر خود می پنداراند که غالبا  این ترس را نیز با مفهومی به نام عشق و علاقه پنهان می کنند ، در حالی که ما حصل عشق راستین، امنیت و آرامش است نه نگرانی و تنش روز افزون. 

ساده اندیشی و تحت تاثیر محض دیگران بودن

متاسفانه برخی از زوجین، ساده اندیش و خامند و به شدت تحت تاثیر گفته های بی منطق و حتی گاها حسادت مابآنه اطرافیان قرار می گیرند و به تحریکات و ایجاد آشفتگی آنان در زندگی شان پاسخ مثبت داده و به دست خود تیشه به ریشه آرامش زندگی شان زده و آتش خانمان سوز بد بینی و سوءظن را به  کانون گرم خانواده به ارمغان می آورند.

بدبینی

عقده‌ها و محرومیت‌ها و سابقه تلخ درزندگی (علی الخصوص در دوران کودکی)

گاهی عقده‌های روانی و محرومیت‌های مربوط به دوران گذشته  و تجارب تلخ زندگی، علت بدبینی و شک است. تجربه و لمس برخی از پیشامدهای نه چندان خوشایند ( چه شخصی و چه در دیگران)، بستری را برای  حساسیت و احتیاط  افراطی فراهم می آورد و فرد را راجع به آن مهم،  نسبت به همسر بدبین می سازد.

 

خودخواهی‌ها و ماجراجوئی‌ها

ماحصل نهایی وجود دو خصیصه ،خودخواهی و ماجراجویی، چیزی جز اندیشه  سودمند طلبی محض برای خود و  بی پروایی نخواهد بود که به موجب آن فرد تنها به اقتضاعات حال اندیشیده  و فکر خود را اصلح ترین  پنداشته و بر آن اساس ،با دیگران برخورد می نماید و تخطی دیگران از این اوامر حتمی الواقع و به جا، به منزله خیانت به آنان در نظر گرفته می شود  که متعاقباً بدبینی و شرارت بر این اندیشه  خام خیانت دامن زده و بالاخره، بدین ترتیب است که زندگی بر طرفین تیره و تار می شود.

ظاهري زيباباطني زيباتر

زیبایی مقوله کاملا" نسبی است به این مفهوم که ممکن است کسی یا چیزی از نظر شما بسیار زیبا باشد ،اما از نظر همسرتان نباشد .

زیبایی

تا به حال در بررسی این موضوع که در ازدواج زیبایی ظاهری چقدر مهم است و یا ما چگونه زشتی یا زیبایی باطنی افراد را بفهمیم بسیار مقاله  به چاپ رسیده وبسیار سخن که گفته شده است.همانطور که میدانیدسرچشمه زیبایی ظاهری شما با منبع زیبایی درونی‌تان متفاوت است. زیبایی بیرونی از ژن پدر و مادرتان به شما ارث می‌رسد . اما زیبایی درونیتان  از رشد شخصیتی ومعنوی است كه در طول زندگی بدست اورده اید، سرچشمه می‌گیرد. شخصیت شما، نشان دهنده پیوند هر دوی اینها است: بنابراین جوان دانای ما باید بداند که  زیبایی ظاهری کسی بازتاب زیبایی درونی او  و نشان دهنده سرشت پاک وی نمی باشد، همین‌طور برعكس، اگر دختری یا پسری چهره معمولی داشت دلیل بر خلقیات ویا شخصیت نا زیبای او نیست،  اما گاهی اتفاق می‌افتد كه پاکی  و نور درونی انسان آن‌قدر زیادمی شود كه چهره فرد را تحت الشعاع قرار میدهد. در این صورت، هر چند صورتش زیبا نباشد  اما رفتار خوب او ،روح صاف و بی الایش او نوری كه از  وجودش  سرچشمه میگیرد ، جاری می‌شود و حتی چهره  نازیبای او را برای شما  به صورتی زیبا و تابناك جلوه می‌دهد.  پس اخلاق ماست که دیگران را جذب و یابرعكس از ما طرد میکند.

 

نصیحت ریاضی به عروس وداماد اینست که:

زن یا مرد دارای ( اخلاق) باشند پس مساوی هستند با عدد یك =1

اگر دارای (زیبایی) هم باشند پس یك صفر جلوی عدد یك میگذاریم =10

اگر (پول) هم داشته باشند دوتا صفر جلوی عدد یك میگذاریم =100

اگر دارای (اصل و نسب) هم باشند پس سه تا صفر جلوی عدد یك میگذاریم =1000

ولی اگر زمانی عدد یك رفت (اخلاق) چیزی به جز صفر باقی نمی ماند و صفر هم به تنهایی هیچ نیست

پس آن انسان هیچ ارزشی نخواهد داشت.

اما زیبایی برون برای انتخاب در حد جذابیت لازم است ،یعنی  شما برای انتخاب همسر  به جذابیت چهره همسرتان ان هم در وحله اول بسیار توجه کنید زیرا اگر شخصی را با اکراه بپذیرید همچگاه با او یکدل نمی شویدو این برای شما مشکل ساز خواهد بود

در مقابل زیبایی کسی تنها تا مرز پوست اوست و نمی‌تواند درون را تحت تأثیر قرار دهد. اغلب می‌بینیم افرادی هستند كه ظاهری بسیار زیبا دارند، اما باطنی بسیار زشت و زیبایی برونشان پوششی است تا خود را پشت آن مخفی كنند، این كار را هر روزه میلیون‌ها نفر، تجربه می‌كنند. عاشق زن یا مردی می‌شوید، چون قادر به دیدن زیبایی برونش هستید و در مدت كوتاهی پی می‌برید كه درونش هیچ‌گونه شباهتی با ظاهر زیبای او ندارد. برای نمونه، اسكندر كبیر اندام و ظاهر بسیار زیبایی داشت، اما میلیون‌ها انسان را قتل عام كرد؛ فقط برای ارضای نفسش كه می‌خواست فاتح تمام دنیا باشد. و در عین حال نباید  فراموش كنیم كه چهره زیبا اولین چیزی است که در زندگی مشترک عادی میشود و اخلاق خوب ومحبت ذاتی هیچگاه تکراری نشده،بر عکس  ظاهر ما خود را با آن سازگار كرده زیبا خواهد شد.

 

زیبایی

زیبایی ظاهری به هیچ وجه در انتخاب اصل نیست،

چرا كه ظاهر ما باید به‌نوعی منعكس كننده درون‌مان باشد. شما می‌توانید با انجام جراحی‌پلاستیك صورت، چشمان و بینی زیبایی داشته باشید، می‌توانید پوست‌تان را عوض كنید؛ شكل‌تان را عوض كنید، اما این تغییرات قرار نیست، موجودیت و جوهر شما را عوض كند. اگر شخصی درون  آزمند و حریص داشته باشد،  پر از شهوت، خشونت، خشم و حسادت. جراح‌ پلاستیك نمی‌تواند برای اینها كاری انجام دهد و  برای تغییر اینها، به‌نوع متفاوتی از جراحی نیاز دارد.مگر چند سال جوان خواهید ماند؟ با محو شدن جوانی، احساس می‌كنید كه زشت شده‌اید، مگر اینكه جوهر درون‌تان نیز با سن‌تان رشد كند، در این صورت حتی در كهنسالی چنان زیبایی‌ای خواهید داشت كه مورد رشك جوانان باشد.

یکی از  چیزهایی که شما  در عین  زیبایی معقولی که دارید به همسرتان می دهید ، آن توجهی است که معطوف او می کنید ،و با حفظ ان زیبایی به او نشان  میدهید که در کنار او احساس خوشبختی میکنید.پس داشتن زیبایی ظاهری نکته خاصی نیست اما تلاش برای زیبا شدن ونگه داشتن آن  شاید تاثیر مثبت شگرفی را در زندگی شما بگذارد.

تاريخ انقضاي يك ازدواج

هر روز زندگی های زناشویی زیادی از هم می پاشند. به نظر می رسد عوامل زیادی در این میان نقش دارند ولی حقیقت این است كه مهم ترین عوامل، بسیار ساده هستند.


ابراز محبت

 

اگر زندگی زناشویی شما در خطر قرار دارد باید دلایل آن را پیدا كنید، در این صورت است که می توانید زندگی تان را حفظ كنید. و عوامل زیر را در نظر بگیرید:

 

 

 

 

1-وفاداری از اركان اصلی هر ازدواجی است و هیچ چیزی اندازه فریبكاری پایه های زندگی مشترك را تخریب نمی كند. اگر شما یا همسرتان در خارج از خانه به دنبال آرامش می گردد باید این مساله را جدی بگیرید.

 

2-نادیده گرفتن احساسات همسر كه در بسیاری از خانواده ها دیده می شود نقش مهمی در فروپاشی ازدواج ها دارد. همه انسان ها دارای احساسات هستند- حتی آنهایی كه ظاهر بی تفاوتی از خود به نمایش می گذارند- و زمانی كه كسانی كه دوست شان دارند آنها را نادیده می گیرند حقیقتا رنجیده خاطر می شوند. همیشه به حرف های همسرتان گوش دهید و احساسات او را در نظر بگیرید.

مشاجره در هر زندگی ای روی می دهد ولی مساله مهم طریقه كنار آمدن با آن است.

3-در تمام ازدواج ها بروز مشاجره امری تقریبا طبیعی است ولی افراط در این كار، خطرناك است. هیچ كس دوست ندارد با آدمی سروكار داشته باشد كه عنان اختیار خود را در دست ندارد و منطقی نیست. مشاجره در هر زندگی ای روی می دهد ولی مساله مهم طریقه كنار آمدن با آن است.

 

4-در اغلب فیلم ها چنین نشان داده می شود كه زنان پرتوقع هستند ولی واقعیت این است كه هم مردان و هم زنان گاهی بسیار پرتوقع می شوند و دوست دارند همسرشان را كنترل كنند.

این موضوع برخلاف آنچه در فیلم ها نشان داده می شود ابدا سرگرم كننده و بامزه نیست. بدون اعتماد كردن كاری از پیش نمی رود و اگر بخواهید همسرتان را كنترل كنید او را از دست می دهید!

همسر

5-اجازه ندهید ازدواج شما ملال آور شود. حتی نكات به ظاهر بی اهمیت را نیز نادیده نگیرید.

یكنواختی، دشمن خطرناكی برای ارتباط زوجین است. اوقات خود را با همسرتان بگذرانید و كارهایی را انجام دهید كه برای هر دوی شما سرگرم كننده است. نگذارید تاریخ انقضای ازدواج شما فرابرسد!

 

6-اگر عادات ناپسند هر از گاهی بروز كند حتی می تواند جالب باشد ولی اگر از حد بگذرد به مشكل جدی تبدیل می شود. داشتن عاداتی مثل جویدن ناخن یا تلنگر زدن به پا یك رابطه را نابود نمی كند ولی وقتی از حد بگذرد مشكلات كوچك را به مشكلات بغرنج تبدیل خواهد كرد. همه ما عادات ناپسندی داریم ولی بهتر است از انجام كارهایی كه همسرتان را عصبانی می كند خودداری كنیم.

 

عوامل زیادی در «مرگ یك رابطه» نقش دارند و شما باید ریشه مشكلات خود را پیدا كنید. اگر در آستانه جدایی قرار دارید در نظر گرفتن این مسائل به شما كمك می كند زندگی مشترك خود را حفظ كنید.

گفتگوکنید

 گفتگوهای عاشقانه اما منطقی


یکی از مسائلی که در سلامت  رابطه با همسر بسیار تاثیر گذار خواهد بود ، گفتگو اما به شیوه ی اصولی است .گفتگویی که باعث نزدیکی و شناخت بیشتر می شود و می تواند از بروز بسیاری از مشکلات جلوگیری کرده و در طول زمان همسران را تبدیل کند به دوستانی صمیمی و متعهد نسبت به هم .


گفتگو

گفتگوی خوب در ازدواج توام با احترام است

طعنه و کنایه، عبارات و حرف های انتقادی و قضاوت‌ کننده و اتهامی جزء گفتگوی عاری از احترام است. می‌توان گفت رابطه و گفتگوی خوب رابطه‌ ای است که این بی‌احترامی ‌ها را در خود نداشته باشد. این یعنی گفتگوی خوب کیفی است. کافی است به زوج‌هایی که با هم حرف می‌زنند توجه کنید. آیا در جواب عبارات و اظهارنظرهای صادقانه، پاسخ‌هایی نیش و کنایه‌دار می‌شنوید؟ آیا می‌شنوید که یکی از طرفین دیگری را بخاطر مدل حرف زدن مسخره می‌کند؟ آیا می‌شنوید که یکی از زوج ‌ها انتخاب‌ها و تصمیمات دیگری را نقد می‌کند؟ آیا در جواب افکار صادقانه یک طرف، می‌بینید که طرف دیگر چشم گرد می‌کند؟ حالا طریقه حرف زدن خودتان با همسرتان را بررسی کنید. آیا رابطه و گفتگوهای شما محترمانه است یا به هم بی‌احترامی می‌کنید؟

 

گفتگوی خوب در ازدواج کمّی است

بیشتر زوج‌ها کمتر از 15 دقیقه در هفته با هم یک گفتگوی جدی و معقول دارند. خانواده ‌هایی که در آن هم مرد و هم زن کار می‌کنند سعی می‌کنند فرزندان را تشویق کنند در هر فعالیت تفریحی شرکت کنند و همین باعث می‌شود آن مشکل دیرتر نمود پیدا کند. مشکل لاینحل نیست اما می‌توان از انجام همزمان چند کار فایده برد.

گفتگوی خوب می‌تواند موقع شرکت در فعالیت‌های دیگر هم اتفاق بیفتد. موقع راه ‌رفتن، کار کردن در خانه، تماشای تلویزیون، جلسات خانوادگی یا وقتی کنار هم در ماشین نشسته ‌اید.

درست مثل حرف زدن توام با احترام در یک گفتگوی خوب، گوش دادن توام با احترام هم ضروری است. ارتباط بد زمانی شروع می‌شود که یک زوج عنان گفتگو را در دست می‌گیرد اما شنونده هم می‌تواند موجب بد شدن گفتگو شود.

گفتگوی خوب در ازدواح یک ارتباط دوجانبه است

درست مثل حرف زدن توام با احترام در یک گفتگوی خوب، گوش دادن توام با احترام هم ضروری است. ارتباط بد زمانی شروع می‌شود که یک زوج عنان گفتگو را در دست می‌گیرد اما شنونده هم می‌تواند موجب بد شدن گفتگو شود. فقدان ارتباط بصری، اشارات منفی صورت و زبان و بدن ضعیف هم می‌تواند موجب شود ارتباط خوب صورت نگیرد.

به زوجی که در فرودگاه یا فروشگاه با هم حرف می‌زنند خوب نگاه کنید. آیا یکی از آنها بر گفتگو تسلط دارد؟ آیا وقتی همسرش سعی می‌کند چند کلامی برای دفاع از خود یا ابراز نظراتش بگوید، صحبتش را قطع می‌کند؟ آیا فرد مسلط بر گفتگو حاضر به شنیدن حرف های طرف مقابل خود نیست؟ اگر اینطور است، این گفتگو یک رابطه متقابل نیست و جزء بدترین گفتگوهاست.

همسر

گفتگوی خوب در ازدواج بینش بیشتری طلب می‌کند

مهم نیست که یک حرف چقدر خوب بیان شود، بیشتر شنونده‌ ها نمی‌توانند مفهوم و منظور واقعی و کامل گوینده را دریافت کنند. تنها راه غلبه بر سوء تفاهمات در گفتگوها این است که سوال بپرسید. اما برای داشتن یک گفتگوی خوب این سوالات باید در کمال احترام و محتاطانه پرسیده شود.

پاسخ‌هایی مثل، "این احمقانه‌ترین چیزی است که تا بحال شنیده‌ام، منظورت این نیست که...؟" به دنبال منظور واقعی گوینده است اما درکمال بی ‌ادبی این کار را می‌کند. از طرف دیگر، یک عبارت مقدمه قبل از سوال مثل، "ببخشید که نتوانستم متوجه منظورت شوم، میشه کمی بیشتر درمورد منظورت توضیح دهی"، با ادب و احترام کامل به دنبال منظور گوینده است.

 

گفتگوی خوب در ازدواج صادقانه است

هر زوجی که می‌فهمد همسرش درمورد چیزی به او دروغ گفته است، از آن به بعد هر وقت مشکلی پیش می‌آید نمی‌داند که همسرش با او صادق است یا نه. متاسفانه دروغگویی اثرات طولانی مدتی در رابطه دارد. صداقت فقط به معنای پرهیز از دروغ نیست. صداقت به این معنا است که از پنهان کردن چیزی که همسرمان حق دانستنش را دارد خودداری کنیم. چرا اینکار را می‌کنیم؟ معمولاً یا از قضاوت او واهمه داریم و یا می‌ترسیم که احساسات او را جریحه‌دار کنیم.

 

در یک گفتگوی خوب در ازدواج جای پنهان‌کاری و تغییر واقعیات از همدیگر نیست. البته صداقت در گفتگو لزوماً به معنای خشونت نیست. صداقت باید توام با احترام باشد.

متفکرین بخوانند

10 روش ساده برای افزایش هوش 

هوش

به گزارش ایرنا محققان دانشگاه سوربن با ارایه 10 روش ساده موفق به افزایش هوش افراد شدند. در این آزمایش هزار نفر مورد بررسی قرار گرفتند و آزمونی برای سنجش هوش آنها به‌عمل آمد.

پس از آن محققان این 10 مورد را مطرح کردند و از افراد خواستند که تعدادی از این موارد را در امور روزانه به‌کارگیرند. چند ماه بعد از آن یک تست سنجش هوش به عمل آمد که نتیجه آن کاملاً حیرت آور بود چراکه میزان هوش افراد به میزان قابل توجهی افزایش یافته بود.

محققان معتقدند که عوامل بسیاری مانند عوامل ژنتیکی، تغذیه، محیط پرورش و نظایر آن در میزان هوش افراد موثر است ولی این 10 مورد در افزایش هوش تاثیر بسزایی دارد.

عوامل مذکور عبارتند از :

•کاهش میزان تماشای تلویزیون - میزان تماشای تلویزیون را به حداقل کاهش دهید . تماشای تلویزیون برای بعضی از افراد یک سرگرمی بزرگ محسوب می‌شود و برای آنها به نوعی اعتیاد تبدیل شده است. ولی مشکل بزرگ این است که تماشای تلویزیون امکان استفاده از توانایی‌های ذهنی را در اختیار فرد قرار نمی دهد و به قولی ذهن را به تکاپو نمی‌کشاند.

این حال درست مانند زمانی است که فرد انرژی کافی برای فعالیت های ورزشی را داشته باشد ولی ماهیچه‌های او ضعیف باشد و او را در انجام فعالیت ها با وجود داشتن انرژی کافی یاری نکنند.

تا به حال دقت کرده اید که پس از تماشای طولانی مدت تلویزیون احساس می کنید بدنتان خشک شده و چشمانتان می سوزد؟ اکنون تصور کنید که برای ذهنتان چه اتفاقی می افتد! محققان توصیه می کنند که در اوقات فراغت مطالعه کتاب، گفتگو با دوستان، گوش دادن به موسیقی مورد علاقه و گردش به مراتب بهتر از تماشای تلویزیون است.

• ورزش به طور منظم - محققان تا امروز فکر می‌کردند که بیشترین عامل در تقویت توانایی ذهنی مطالعه و یادگیری علوم جدید است ولی تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که پس از انجام فعالیت منظم ورزشی یک موج انرژی در بدن تولید می‌شود که مهمترین عامل در افزایش تمرکز است.

•مطالعه کتابهای چالش انگیز– اکثر افراد به مطالعه کتاب‌های رمان علاقه مندند ولی محققان نشان داده اند که مطالعه کتاب‌هایی که ذهن افراد را درگیر کند و پس از آن سوال‌های زیادی برای افراد ایجاد شود به تقویت سلولهای خاکستری کمک می‌کند.

•خواب کافی – هیچ چیز نمی‌تواند به اندازه کمبود خواب میزان حافظه را کاهش دهد. بهترین روش برای دستیابی به خواب کافی زود خوابیدن در شب و زود برخاستن در صبح است.

• دادن فرصت برای واکنش به مسایل – ممکن است پس از شنیدن یک اتفاق هیجان زده شوید، این هیجانات می تواند در قالب شادی، خشم، ناراحتی، ترس یا اضطراب باشد. بنابراین لازم است که پس از برخورد با یک مساله به عنوان اولین قدم به خود یک فرصت کوتاه دهید تا تمام جوانب موضوع را بررسی کنید.

شاید اگر با آرامش موضوعی را تحلیل کنید ببینید آنقدر که فکر می کردید گیج کننده نبوده و ارزش خراب کردن اوقات شما را نداشته است.

•معاشرت با افرادی با تفکرات متفاوت – این کار به شما امکان می‌دهد که تمام جنبه‌های ذهنتان فعال شود. یعنی لازم نیست که تمام دوستانتان از قشر خاصی از اجتماع باشند. شما می‌توانید با یک پزشک، مهندس ، نقاش و نویسنده رمان معاشرت کنید.

•مسافرت به نقاط مختلف دنیا – اگر این امکان برایتان وجود دارد به نقاط مختلف دنیا سفر کنید و با فرهنگ‌های متفاوت آشنا شوید. این فرآیند باعث می شود افق وسیعی از ذهنتان فعال شود که قبلاً از آن بی اطلاع بوده‌اید.

•در ساعاتی از روز تلفن همراه خود را خاموش کنید و به ایمیل های کاری خود پاسخ ندهید – اگر در ساعاتی از روز زمانی را کاملاً به خود اختصاص دهید و با خود به دور از تمام مشکلات خلوت کنید می بینید که میزان حافظه و یادگری شما به میزان قابل توجهی افزایش می یابد.

•نه گفتن را تمرین کنید – گاهی اوقات به مسایل پیش رو نه بگویید. مطمئن باشید که همیشه زمان و فرصت کافی برای پیشرفت وجود دارد. عجله در انجام کارهای مفید همیشه هم مفید به فایده نیست چراکه استرس پاک‌کن حافظه است و اضطراب دایم برای کارهای مفید و موفقیت آمیز همیشه هم سودمند نیست.

• رعایت تعادل - در همه موارد تعادل را رعایت کنید – نیازی نیست در انجام عوامل مذکور زیاده‌روی کنید. به خاطر داشته باشید که رعایت اعتدال همواره مناسب‌ترین روش است.

آیا شما آرامش قلبی دارید؟

آرامش

آرامش قلب شما بستگی به نوع رفتاری دارد که با آن دارید. اگر می‌خواهید خوشبختی و آرامش درونتان را محکی بزنید با ما همراه شوید و به سوالات زیر پاسخ دهید.

۱ـ زمانی که می‌خواهم بخوابم:

الف. اغلب مواقع به سختی به خواب می‌روم و صبح‌ها کمی گیج و کسل هستم.

ب. مثل یک کودک به خواب می‌روم و صبح زود قبل از زنگ ساعت بیدار می‌شوم.

ج. من شب زنده دارم. صبح ساعتم چندین بار زنگ می‌زند. دوست دارم روزهای تعطیل تا لنگ ظهر بخوابم.

۲ـ روز کاری من:

الف. با استرس زیادی همراه است. در اداره فشار کاری زیادی را تحمل می‌کنم و نمی‌توانم آرامشم را حفظ کنم.

ب. مشغله زیادی دارم و کارم زیاد است اما می‌توانم از عهده آن بر بیایم و کارهایم را مدیریت کنم. هر روز کمی وقت به خودم اختصاص می‌دهم.

ج. وحشتناک است. از روز اول هفته وحشت دارم.

۳ـ وقتی کسی با ماشین جلوی من ترمز می‌کند:

الف. بی صدا چند ناسزا حواله‌اش می‌کنم و یکی دو دقیقه حرص می‌خورم.

ب. اهمیتی نمی‌دهم.

ج. عصبانی می‌شوم، گاهی از کوره در می‌روم و با خشونت با او رفتار می‌کنم.

۴ـ تعهد اجتماعی و اعمال معنوی من:

الف. زیاد است. برای اعمال معنوی‌ام وقت می‌گذارم.

ب. خیلی زیاد است. اعمال مذهبی را انجام می‌دهم.

ج. به نظرم بی فایده است. وقت فکر کردن به این چیزها را ندارم.

۵ـ سیگار:

الف. هر روز سیگار می‌کشم.

ب. در هفته چند نخ سیگار می‌کشم.

ج. معمولا سیگار نمی‌کشم ولی وقتی می‌کشم افراط می‌کنم.

تبصره: کسانیکه سیگاری نیستند گزینه ب را انتخاب کنند

.

 

نتیجه تست

 

اگر گزینه الف بیشتر است:

زندگی چندان ناخوشایند نیست اما می‌تواند بهتر و راضی کننده تر نیز بشود. شما برای پرداخت قرض‌ها و مسوولیت‌های خانوادگی گیر افتاده‌اید. اگر مراقب نباشید امکان دارد این مسایل زندگی‌تان را به هدر بدهد. سعی کنید با ترفندهایی ساده و آسان بر استرس‌هایتان غلبه کنید و زندگی را به کام خود شیرین سازید.

اگر گزینه ب بیشتر است:

بیشتر اوقات شما شاد هستید. یاد گرفته‌اید که در آشفتگی‌ها نیز آرام باشید و از زندگی لذت ببرید حتی زمانی که همه چیز رو به راه نباشد. با عملکردی که دارید امکان ابتلا به مشکلات قلبی را محدودتر می‌کنید.

اگر گزینه ج بیشتر است:

شما ستون‌های دنیا را روی شانه‌هایتان گذاشته‌اید. این امر به قلبتان فشار می‌آورد. عواملی چون استرس، عصبانیت، بی خوابی، افراط در مصرف سیگار و … احتمال ابتلا به فشار خون، چاقی مفرط، و دیگر بیماری‌ها را بالا می‌برد. داشتن قلبی سالم و خوشبخت را در اولویت زندگی‌تان قرار دهید.

کمی تامل کنید

راههایی برای زیبا ماندن
لبخندی زیبا با دندان هایی سفید

چـیـزهایــی که می خورید می تواند به زیباتر شدن شما کـمک کند. برنامه زیبایی خود را با صبحانه، ناهار و شام آغاز کنید.

● جوانتر به نظر بیایید

بـادام خـواص فـوق العـاده ی ضد پیری دارد. نه تنها حاوی مـیــزان زیادی ویتامین e است (می دانید که این ویتامین جـزء ویـتـامین هایی است که معمولاً پشت ظرف کِرِم هاو لوازم آرایشی از آن نام می بـرنـد)، بـلـکـه حـاوی میزان زیـادی اسـیـد چـرب هـم مـی بـاشـد (کـه بـه نــرم کــردن پوست کمک می کند)، همچنین حاوی آنتی اکسیدان سلنیم می باشد. اما حواستان باشد که زیاد از این ماده ی غذایی نخورید. درست است که خواص زیبایی و آرایشی زیادی دارد، اما میزان کالریش هم بالا است و ممکن است باعث چاقی شود.

● ناخن هایی محکم داشته باشید

با خوردن پروتئین می توانید به ناخن هایتان استحکام بیشتری داده و آنها را تقویت کنید. پروتئین باعث ساختن کراتین (ماده ی تشکیل دهنده ی ناخن) می شود. سینه ی مرغ بدون پوست و استخوان، گوشت بوقلمون، ماهی تن و حبوبات همه در این منظور به شما کمک می کنند.  

● موهایی براق داشته باشید

مواد غذایی که حاوی میزان زیادی ویتامین b هستند برای براقتر کردن مو بسیار مفیدند. ویتامین b در تخم مرغ، شیر، سبزیجات، و گوشت مرغ یافت می شود. سیلیکا نیز در براق و سالم نگاه داشتن مو بسیار موثر است. پوست خیار، پیاز، جو خام و جوانه ی لوبیا منابع اصلی این ماده ی معدنی به شمار می روند.

● خشکی پوستتان را از بین ببرید

ماهی به شما در این زمینه کمک زیادی می کند. ماهی (به خصوص ماهی های روغن داری مثل ماهی آزاد) حاوی اسید چرب امگا ۳ می باشد که به مرطوب کردن و تقویت پوست کمک می کند.

● چین و چروک پوستتان را برطرف کنید

ویتامین c سازنده ی کولاژن به راستی در برطرف کردن و از بین بردن چین و چروک موثر است. کیوی منبعی عالی از این ویتامین به حساب می آید چون تقریباً هر کیوی بیش از ۱۰۰ درصد از این ویتامین را در خود دارد. ویتامین c اثرات بسیار مفیدی روی سلامتی دارد، که یکی از این تاثیرات کمک به ساختن کالوژن است. وقتی بدنتان میزان بیشتری از کالوژن در خود داشته باشد، پوست قابلیت ارتجاعی و کششی بیشتری پیدا کرده و چین و چروک راحت تر از بین می روند. منابع دیگر این ویتامین مرکبات، انبه، شهد عسل و پاپایه است.

● آفتاب سوختگیتان را درمان کنید

اگر به خاطر زیاد زیر آفتاب ماندن پوستتان سوخته است، هلو و ذغال اخته بخورید. این میوه های خوشمزه حاوی میزان زیادی ویتامین e می باشند. این ویتامین به برطرف کردن قرمزی و ورم آفتاب سوختگی کمک می کند. همچنین با افزایش قابلیت کشسانی پوست، در از بین بردن چین و چروک نیز موثر است.

ماهی به شما در این زمینه کمک زیادی می کند. ماهی (به خصوص ماهی های روغن داری مثل ماهی آزاد) حاوی اسید چرب امگا ۳ می باشد که به مرطوب کردن و تقویت پوست کمک می کند

● دندانهایتان را سفیدتر کنید

همه ی ما می دانیم که سودا، قهوه، چای و غذاهای شیرین باعث تغییر رنگ و لکه دار کردن دندانها می شوند. اما آیا می دانستید که سیب و کرفس به از بین بردن این تغیر رنگ و سفیدتر کردن دندانها کمک می کنند؟

● گود رفتگی و سیاهی زیر چشمتان را از بین ببرید

هیچ کس دوست ندارد که زیر چشمهایش گود رفته و سیاه شود. اما اگر به این وضعیت دچار شده اید، از ویتامین c به همراه آهن استفاده کنید. این دو ماده با یکدیگر موثرترین راه برای از بین بردن سیاهی و گودرفتگی زیر چشم هستند. از سینه ی مرغ بدون استخوان و پوست (منبعی عالی از آهن) به همراه فلفل سبز، زرد یا قرمز (منبع ویتامین c) استفاده کنید.

● پوستتان را براق تر کنید

برای شاداب، مرطوب و سالم نگاه داشتن پوستتان آب بخورید. ممکن است تابه حال خیلی این را شنیده باشید، اما واقعاً صحت دارد. آب سموم را از بین برده و باعث رطوبت دادن به پوستتان می شود.

● از سرطان پوست پیشگیری کنید

 گوجه فرنگی در این زمینه بسیار موثر است چون حاوی سه آنتی اکسیدان مهم ضد سرطان است: بتا کاروتین، ویتامین c و لیکوپن. گوجه فرنگی را به هر شکلی میتوانید استفاده کنید: خام، پخته یا حتی به شکل سُس. اگر می خواهید جذب لیکوپن را در بدنتان بالا ببرید، گوجه فرنگی را در مقدار کمی روغن زیتون بپزید

رموزشادکردن خانمها

این دستورات مختص به زوج خاصی نیست ؛ نکات مطرح شده در ذیل، موارد مهمی هستند که تعداد بسیار زیادی از همسران از شوهرانشان می‌خواهند.توجه کنید اینها خواسته‌های آنهاست نه نیاز روحی شان . از لحاظ فردی هرکسی مسئول نیاز‌های عاطفی خویش است و باید آنها را پر کند.

خوشحالی

ما معتقدیم 4 نیاز روحی اساسی وجود دارد

** نیاز به دوست داشتن ودوست داشته شدن

** نیاز به تعلق داشتن

** نیاز به داشتن تصور ذهنی خوب از خود

** نیاز به آزادى

 

 

 

 

با اجرای روش های زیر می توانید همسر خود را شاد کنید و به خواسته هایش جامع عمل بپوشانید:

 

هر روز به او بگویید که دوستش دارید

هر کسی دوست دارد تایید شود و بداند که اطرافیان او را دوست دارند .بهترین راه برای تایید همسرتان – که برایش بسیار مهم است –این است که خیلی ساده هر روز به او بگویید دوستش دارید . گاهی دستانش را بفشارید و این جمله را زمانی که شما را بدرقه میکند بگویید.

 

درک کردن و بخشش داشتن

روزهایی هست که همسرتان اشتباهاتی انجام دهد و یا کمتر به شما رسیدگی کند . همیشه به خاطر داشته باشید که هیچ کس کامل نیست . در این مواقع خواسته همسرتان این است که او را درک کنید و او خود را سزاوار بخشش شما می‌داند  بدانید که هیچ رابطه ای بدون بخشش دوام ندارد.

-وقتی از شما خطایی سر می زند اظهار تاسف کنید. وقتی هم که تقصیر از شما نیست باز هم اظهار تاسف کنید!

 

وقتی اوضاع قمر در عقرب است، لبخند را فراموش نکنید. اگر بخندید دنیا هم با شما می خندد و اگر گریه کنید یقین بدانید که دنیا شما را تنها خواهد گذاشت

گفتگو کنید

نگذارید کار به جایی برسد که هیچ حرفی با همسرتان نداشته باشید درباره بچه‌ها کارتان و حتی آب و هوا با هم صحبت کنید. چرا که گفتگو نکردن اولین جرقه‌های یک رابطه سرد است.

نکات مهم :

* هرگز با همسرتان نجنگید، چون امکان ندارد در جنگ برنده شوید. در عوض از قلم برای نوشتن آن چه در ذهن دارید استفاده کنید. بعد آن را به همراه شاخه ای گل تحویل او بدهید.

* هر روز از همسر خود سوال کنید که چه کاری می توانید برایش انجام دهید.

 

بیشتر بگویید بله به جای نه

عادت به منفی نگری و مخلفت شما را از عزیزانتان دور میکند . سعی کنید دربرابر بعضی خواسته‌ها نه نگویید .با گفتن همین کلمه ساده بله همسرتان را متعجب و خوشحال کنید.

 

خوب گوش دهید

رموز شاد کردن خانم ها

همسرتان را با این مهارت میتوانید عاشق تر کنید . همسر شما فقط گوش‌های شما را برای شنیدن نمیخواهد بلکه باید با قلبتان به او گوش دهید و او را بفهمید .

*وقتی اوضاع قمر در عقرب است، لبخند را فراموش نکنید. اگر بخندید دنیا هم با شما می خندد و اگر گریه کنید یقین بدانید که دنیا شما را تنها خواهد گذاشت.

 

وقتی برای همسر و فرزندانتان اختصاص دهید

این زمان به دست شما محقق می‌شود و باید کیفیت با هم بودن را بالا ببرید یعنی تمام طرح‌ها و برنامه‌های آن روز را به میل آنها هماهنگ کنید . فقط خالی کردن برنامه روزانه برای با هم بودن کافی نیست بلکه باید برای این زمان برنامه ریزی کنید و به خود ثابت کنید که برای عزیزترین‌های زندگی تان عشق و احترام قائلید.

 

دلبستگی و مهربانی

چقدر در طول روز به همسرتان میگویید لطفا یا متشکرم یا اورا میبوسید . متاسفانه بعضی از زوجین فراموش میکنند با هم مهربان باشند و این کلید موفقیت را در زندگی از دست میدهند .

 

نکات مهم :

* از تلاش های همسرتان تشکر کنید و ببینید این تشکر تا چه حد موثر واقع می شود.

* به این فکر کنید که همسر شما زن خیلی خوبی است، مادری بسیار خوب، عروسی بهتر از دیگر عروس ها و اگر به این طرز فکر ادامه دهید، او همین طور خواهد شد.

* خسیس نباشید و در ستایش همسر خود دست و دلباز باشید. اما به یاد داشته باشید که در هیچ موردی مبالغه نکنید. باید همسرتان استحقاق تعریف و تمجیدی را که شما می کنید، داشته باشد وگرنه ممکن است نتیجه ی خوبی ندهد.

* به جای هدایای گرانبها، وقت خود را در اختیار همسرتان قرار دهید. نشان دهید که به او توجه دارید، حتی پس از یک روز کار سخت! برای او هدیه ای ببرید حتی یک شاخه گل به این ترتیب او خوش اخلاق می ماند.

* بدانید زمانی که همسرتان از سر درد شکایت می کند، چاره سر درد او قرص مسکن نیست، بلکه یک لبخند است.

* همسر خود را تشویق کنید و کمک کنید تا استعدادهای پنهانی او شکوفا شود.

اگر همسر شما شاغل است ساعات بیکاری او و اگر همسرتان شاغل نیست

خود به او مرخصی دهید . این روزها بگذارید او آزاد باشد و نگران بچه‌ها ،

شما ؛ خانه ؛ و .. نباشد . بگذارید در این اوغات فراغت به خود و خواسته‌های

شخصی اش برسد

بعضی از وظایف خانه و کودک را با هم تقسیم کنید

یکی از مهمترین دعواهای زناشویی بر سر همین مساله جزئی است.خرده کاری‌های خانه و بچه‌ها تنها مسائل همسرتان نیستند چه خوب است کمی غرور و سابقه خانودگی خود را کنار بگذارید و با این کار زندگی شیرین تری داشته باشید . شاید اوائل سخت باشد اما خود کم کم معجزه اندک کمک به همسر را خواهید دید.

 

اوقات فراغت و برنامه ریزی

اگر همسر شما شاغل است ساعات بیکاری او و اگر همسرتان شاغل نیست خود به او مرخصی دهید . این روزها بگذارید او آزاد باشد و نگران بچه‌ها ، شما ؛ خانه ؛ و .. نباشد . بگذارید در این اوغات فراغت به خود و خواسته‌های شخصی اش برسد .
رموز شاد کردن خانم ها

نکات مهم:

* زن ها دوست ندارند میهمان ناخوانده داشته باشند، بنابراین به آنها وقت کافی بدهید تا آماده شوند. آمادگی آنها برای پذیرایی امری حیاتی است.

 

به او سفارش کنید و خود نیز مراقب سلامت روحی و جسمی خودتان باشید

بساری از مردان مراقب سلامتی خود نیستند و این برای همسرانشان مشکل بوجود می‌آورد و این افراد به سلامتی طرف مقبل هم اهمیت نمیدهند و لی به خاطر داشته باشد همسرتان نمیتواند مدام دنبال شما باشد. چرا که او عشق شما و همسر شماست نه مادرتان و خود نیاز به توجه دارد ؛ پس به سلامتی خود و او اهمیت دهید .

هدفمندکردن ازدواج

ازدواج، مطلوب ترین زمان برای تبادل زیبا ترین كلام ها، پر جاذبه ترین نگاه ها، تبادل اندیشه های همسو، پر رمز و راز ترین روابط عاشقانه و محرمانه، آغاز لطیف ترین و گرمابخش ترین روابط، تضمین كننده سلامت روح و روان و البته جسم است. ازدواج، معنا بخشیدن به حیات، گذشت، ایثار، سخاوت، صداقت و درستی است. آری، ازدواج پاسخ به عالی ترین نیاز فطری انسان در راه رسیدن به كمال است.

ازدواج

اگر بهتر و عمیق تر نسبت به اطراف خود بنگریم، متوجه می شویم كه همه مخلوقات الهی به صورت زوج آفریده شده اند و به نیكی درمی یابیم كه جز ذات اقدس خداوند كه یكتاست و همتایی ندارد همه هستی برپایه زوجیت بنا نهاده شده است. «سبحان الذی خلق الازواج كلها مما تنبت الارض و من انفسهم و مما لا تعلمون». منزه است خدایی كه همه پدیده های هستی را جفت آفریده است، چه از نباتات و حیوانات و چه از نفوس بشر و دیگر مخلوقات و پدیده هایی كه شما از آن آگاه نیستید.

اگر به هرچه در زمین و آسمان و آن چه در بین آن است بنگریم درمی یابیم كه خداوند باری تعالی همه موجودات را چه در دل كوه ها، در اعماق دریاها و در جای جای این خلقت با زوجیت آفریده است كه از این كار خود هدفی داشته است.

در یك مصاحبه ای كه ترتیب داده بودم از تعدادی از افراد هدف از ازدواج را جویا شدم كه  جواب های جالبی شنیدم كه بد نیست شما هم كه خواننده این مطلب هستید از آن بی بهره نمانید. آقایی كه میان سال بود در جواب سوال من این طور جواب داد كه هدف از ازدواج تشكیل خانواده مستقل است. از خانم مسنی سوال كردم و او در جواب گفت كه ازدواج می كنی پس از ازدواج بچه دار می شوی بچه ها سروسامان می گیرند و زندگی پایان می پذیرد. از فرد دیگری كه فرد تحصیل كرده ای بود سوال كردم و او هدف ازدواج را ارضای غریزه جنسی عنوان كرد. آیا به راستی هدف از ازدواج مواردی بود كه در بالا ذكر شد و یا ازدواج یك امر مقدس است كه خداوند از این امر پسندیده و مقدس هدف دیگری داشته است؟؟

 

مسائلی هم چون تشكیل خانواده مستقل، ارضای غرایز طبیعی، فرزند آوری و از تنهایی در آمدن از نتایج ازدواج است ولی هدف اصلی ازدواج نیست. در مبانی دینی و ارزش های اسلامی هدف نهایی و غایی ازدواج رسیدن به آرامش است.

مسائلی هم چون تشكیل خانواده مستقل، ارضای غرایز طبیعی، فرزند آوری و از تنهایی در آمدن از نتایج ازدواج است ولی هدف اصلی ازدواج نیست. در مبانی دینی و ارزش های اسلامی هدف نهایی و غایی ازدواج رسیدن به آرامش است

در انتخاب همسر معیارهایی را كه در نظر می گیریم باید به گونه ای باشد كه ما را برای رسیدن به هدف نهایی ازدواج نزدیك تر كند كه همانا آرامش درون است. آرامش درون گرانقدر ترین موهبت الهی است. از جمله دعاهایی كه بزرگ ترها و خانواده در حق عروس و داماد می كنند، آرزوی خوشبختی برای عروس و داماد است و از اصطلاحاتی مانند نیكبخت شوی، عاقبت بخیر شوی، خوشبخت شوی. این ها به این معنی است كه امیدواریم خانه بخت تضمین گر خوشبختی شما باشد.

 

ازدواج

این خوشبختی تنها در سایه یك چیز به وجود می آید و آن هم آرامش روح و روان است. چرا راه دور برویم چه بسیار افرادی را می شناسیم كه حتی ممكن است در همسایگی ما و یا یكی از نزدیكان ما باشد و از شرایط مالی بسیار خوبی برخوردار باشد ولی در زندگیش روی آرامش را نبیند. هرگز داشتن كلید خزانه طلا، تكیه بر صندلی قدرت، پیروی از خواهش های نفسانی، نمی تواند تضمین كننده سعادت و خوشبختی افراد باشد.

ازدواج مهم ترین انتخاب در طول زندگی انسان است. انسان ها معمولاً طولانی ترین زمان عمر خود را با همسر خود می گذرانند. پدر و مادر و فرزندان چند صباحی بیش در كنار افراد نیستند و این همسر است كه بیشترین زمان ممكن را در كنار همسر خویش می گذراند. و این جمله این جا معنا پیدا می كند كه انتخاب همسر مهم ترین انتخاب در زندگی بشر است، كه این انتخاب می تواند بهترین انتخاب یا بدترین انتخاب باشد و با این انتخاب، دنیا و آخرت افراد به نوعی دیگر رقم می خورد چرا كه همسر خوب انسان را به بهشت واررد می كند و خدای ناكرده همسر بد انسان را در اعماق دوزخ گرفتار می كند.

 

در پایان این كه ، هدف از ازدواج رسیدن به آرامش است و بهترین انتخاب می تواند ما را به این مطلوب نزدیك كند. از این رو در معیارهایی كه در انتخاب همسر مدنظر داریم باید به این امر به عنوان اصلی مهم توجه و عنایت ویژه داشته باشیم.

کمی تامل کنید

داستان کوتاه و آموزنده


ساحل و صدف
 
  مردی در کنار ساحل دورافتاده ای قدم می‌زد. مردی را در فاصله دور می بیند که مدام خم می‌شود و چیزی را از روی زمین بر می‌دارد و توی اقیانوس پرت می‌کند. نزدیک تر می شود، می‌بیند مردی بومی صدفهایی را که به ساحل می­افتد در آب می‌اندازد.
 - صبح بخیر رفیق، خیلی دلم می­خواهد بدانم چه می­کنی؟
- این صدفها را در داخل اقیانوس می اندازم. الآن موقع مد دریاست و این صدف ها را به ساحل دریا آورده و اگر آنها را توی آب نیندازم از کمبود اکسیژن خواهند مرد.
- دوست من! حرف تو را می فهمم ولی در این ساحل هزاران صدف این شکلی وجود دارد. تو که نمی‌توانی آنها را به آب برگردانی خیلی زیاد هستند و تازه همین یک ساحل نیست. نمی بینی کار تو هیچ فرقی در اوضاع ایجاد نمی­کند؟
مرد بومی لبخندی زد و خم شد و دوباره صدفی برداشت و به داخل دریا انداخت و گفت: "برای این یکی اوضاع فرق کرد."

ایمان 

مرد جواني که مربي شنا و دارنده ي چندين مدال المپيک بود٬ به خدا اعتقادي نداشت. او چيزهايي را که درباره خداوند ميشنيد مسخره ميکرد.شبي مرد جوان به استخر سر پوشيده آموزشگاهي رفت. چراغ خاموش بود ولي ماه روشن بود و همين براي شنا کافي بود.مرد جوان به بالاترين نقطه تخته شنا رفت و دستانش را باز کرد تا درون استخر شيرجه برود.ناگهان٬ سايه بدنش را همچون صليبي روي ديوار مشاهده کرد. احساس عجيبي تمام وجودش را فراگرفت. از پله ها پائين آمد و به سمت کليد برق رفت و چراغ راروشن کرداستخربرای تعمیرخالی شده بود

من باخداغذاخوردم

پسرکي بود که ميخواست خدا را ملاقات کند، او ميدانست تا رسيدن به خدا بايد راه دور و درازي بپيمايد. به همين دليل چمداني برداشت و درون آن را پر از ساندويچ و نوشابه کرد و بي آنکه به کسي چيزي بگويد، سفر را شروع کرد. چند کوچه آنطرف‏تر به يک پارک رسيد، پيرمردي را ديد که در جال دانه دادن به پرندگان بود. پيش او رفت و روي نيمکت نشست. پيرمرد گرسنه به نظر ميرسيد، پسرک  هم احساس گرسنگي ميکرد. پس چمدانش را باز کرد و يک ساندويچ و يک نوشابه به پيرمرد تعارف کرد. پيرمرد عذا را گرفت و لبخندي به کودک زد. پسرک شاد شد و با هم شروع به خوردن کردند. آنها تمام بعدازظهر را به پرندگان غذا دادند و شادي کردند، بي آنکه کلمه‏اي با هم حرف بزنند. وقتي هوا تاريک شد، پسرک فهميد که بايد به خانه بازگردد، چند قدمي دور نشده بود که برگشت و خود را در آغوش پيرمرد انداخت، پيرمرد با محبت او را بوسيد و لبخندي به او هديه داد. وقتي پسرک به خانه برگشت، مادرش با نگراني از او پرسيد: تا اين وقت شب کجا بودي؟پسرک در حالي که خيلي خوشحال به نظر ميرسيد، جواب داد: پيش خدا! پيرمرد هم به خانه اش رفت. همسر پيرش با تعجب پرسيد: چرا اينقدر خوشحالي؟ پيرمرد جواب داد: امروز بهترين روزعمرم بودچون باخداغذاخوردم

 

سکه 

در خلال يک نبرد بزرگ، فرمانده قصد حمله به نيروي عظيمي از دشمن را داشت. فرمانده به پيروزي نيروهايش اطمينان داشت ولي سربازان دو دل بودند. فرمانده سربازان را جمع کرد، سکه از جيب خود بيرون آورد، رو به آنها کرد و گفت: سکه را بالا مي‏اندازم، اگر رو بيايد پيروز مي‏شويم و اگر پشت بيايد شکست مي‏خوريم. بعد سکه را به بالا پرتاب کرد. سربازان همه به دقّت به سکه نگاه کردند تا به زمين رسيد. سکه به سمت رو افتاده بود. سربازان نيروي فوق‏العاده‏اي گرفتند و با قردت به دشمن حمله کردند و پيروز شدند. پس از پايان نبرد، معاون فرمانده نزد او آمد و گفت قربان، شما واقعاً مي‏خواستيد سرنوشت جنگ را به يک سکه واگذار کنيد؟ فرمانده با خونسردي گفت: بله و سکه را به او نشان داد. هر دو طرف سکه رو بود

پنجره

 

در بيمارستاني، دو بيمار در يک اتاق بستري بودند. يکي از بيماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر يک ساعت روي تختش که کنار تنها پنجره اتاق بود بنشيند ولي بيمار ديگر مجبور بود هيچ تکاني نخورد و هميشه پشت به هم اتاقيش روي تخت بخوابد. آنها ساعتها با هم صحبت مي‏کردند؛ از همسر، خانواده، خانه، سربازي يا تعتيلاتشان با هم حرف مي‏زدند و هر روز بعد از ظهر، بيماري که تختش کنار پنجره بود، مي‏نشست و تمام چيزهائي که بيرون از پنجره مي‏ديد، براي هم اتاقيش توصيف مي‏کرد. پنجره، رو به يک پارک بود که درياچه زيبائي داشت. مرغابيها و قوها در درياچه شنا مي‏کردند و کودکان با قايقهاي تفريحيشان در آب سرگرم بودند. درختان کهن، به منظره بيرون، زيبيايي خاصي بخشيده بود و تصويري زيبا از شهر در افق دور دست ديده مي‏شد. همان‏طور که مرد کنار پنجره اين جزئيات را توصيف مي‏کرد، هم اتاقيش جشمانش را مي‏بست و اين مناظر را در ذهن خود مجسم مي‏کرد و روحي تازه مي‏گرفت. روزها و هفته‏ها سپري شد. تا اينکه روزي مرد کناز پنجره از دنيا رفت و مستخدمان بيمارستان جسد او را از اتاق بيرون بردند. مرد ديگر که بسيار ناراحت بود تقاضا کرد که تختش را به کنار پنجره منتقل کنند. پرستار اين کار را با رضايت انجام داد. مرد به آرامي و با درد بسيار، خود را به سمت پنجره کشاند تا اولين نگاهش را به دنياي بيرون از پنجره بيندازد. بالاخره مي‏توانست آن منظره زيبا را با چشمان خودش ببيند ولي در کمال تعجب، با يک ديوار بلند مواجه شد!   مرد متعجب به پرستار گفت که هم اتاقيش هميشه مناظر دل انگيزي را از پشت پنجره براي او توصيف مي‏کرده است. پرستار پاسخ داد: ولي آن مرد کاملا نابينا بود!

جامعه اي كه شادي راگم كرده است

آیا تاکنون شادی را تجربه کرده اید؟(1)


همیشه وقتی صحبت از راهکارهای ارتباط موثر میشود ،اولین و یا شاید یکی از اولین پیشنهادهایی که ما به زوج های جوان میکنیم ،شاد بودن و یا با نشاط و پر انرژی نگه داشتن خود برای بهتر حفظ کردن رابطشان است. ولی متاسفانه چون این اصطلاح برای ما  به نوعی تکراری شده ، هیچگاه سعی نکردیم ان را در خود ایجاد کنیم و یا حداقل برای حفظ آن تلاشی نکرده ایم .البته باید پذیرفت ، همانطور که این اصطلاح  بسیار کلی است ،به همان میزان هم تا زمانی که در وجودمان نبودش را احساس نکرده ایم به اهمیتش پی نمی بریم و تازه به دنبال مقصر هم میگردیم که چه کسی ان را از ما گرفت.

شادی

همان طور که می دانیم شادی احساسی است که از درون ما نشات می گیرد .  

دکترعلی اصغر احمدی، روانشناس و عضو هیئت علمی گروه روانشناسی دانشگاه تهران، با اشاره به آیه « فرحین بما آید. مثلاً آیه « فرحین بما آتیهم الله» یعنی شادند به آن چیزی که خدا به آنها داده است اشاره ی دقیق قرآن به شادی است.

 دکتر احمدی افزود: نقطه مقابل فرح و شادی، غم و حزن و ترس است و در حالی که زیربنای شادی، ارامش وشادی است ننمایشی پیدا می کند.  باطنی است زیربنای غم و حزن، التهاب و ناآرامی است .خنده های بلند افراد حاکی ازشادی ، حالت نمایشی پیدا می کند و این رفتار عکس العملی در مقابل افسردگی درونی است.

این دکتر روانشناس با بیان اینکه اسلام، شادی عمیق را هدف قرار داده است، افزود: باید بین شادی عمیق که اسلام آنرا هدف قرار داده با شادی ظاهری که با رفتارهای ظاهری بروز می کند تمایز قائل شویم.جامعه ما شادی را گم کرده زیرا درک درستی از دین ندارند و دین را نمی فهمند. مشکل جامعه ی ما این است.

وی همچنین بیان داشت وقتی شادی زیر بنای درستی نداشته باشد: افراد به دنبال شادی موقت و ظاهری هستند. با دیدن از بین می رود و حزن و اندوه جای آن را می گیرد. قرص های شادی آور، مواد مخدر و مشروبات الکلی همه و همه مخرب شادی است.

دکتر احمدی با بیان اینکه ترس از خدا شادی ایجاد می کند گفت: یکی از شادی های حقیقی راستگویی است. کسی که دروغ می گوید احساس سست عنصری می کند و این خود نفرت و ناآرامی درونی را که باعث حزن و اندوه می شود در پی دارد. راستگویی، گناه نکردن و ترس از خدا شادی ایجاد می کند.

وی در ادامه جامعه ی ما را جامعه ای غیر شاد دانست و بیان داشت: جامعه ما شادی را گم کرده چون حقیقت خود را گم کرده است. تکلیف افراد با خودشان مشخص نیست و نمی دانند که از زندگی چه می خواهند. اگر سعادت حقیقی خواسته ی آنها باشد، باید حقیقت خودشان را کشف و طلب کنند نه چیزهای بیرون از خودشان را.

وی افزود: حقیقت انسان ها همیشه با آنهاست، مثل وجدان. آنکه وجدان آرام دارد، ایمان و اطمینان قلبی و در نهایت شادی دارد. افراد باید دنبال حقیقت خود باشند نه چیز دیگر. کسانی که غیر خودشان را بیش از خود به یاد می آورند، با یک فیلم، یک عروسی، قرص شادی آور، مواد مخدر و... در ظاهر شاد می شوند اما هرگز طعم شادی حقیقی را نمی چشند.

جامعه ما شادی را گم کرده چون حقیقت خود را گم کرده است. تکلیف افراد با خودشان مشخص نیست و نمی دانند که از زندگی چه می خواهند. اگر سعادت حقیقی خواسته ی آنها باشد، باید حقیقت خودشان را کشف و طلب کنند نه چیزهای بیرون از خودشان را

دکتر علی اصغر احمدی در پایان با بیان این نکته که شادی نمی تواند راه سلوک باشد گفت: ما با شناخت دین، شناخت خدا و ترس از خدا به شادی می رسیم. از خدا می شود به شادی رسید ولی شادی نمی تواند راه سلوک برای ما باشد واینک پس از یک تعریف کلی که از شادی داشتیم ؛با ارائه پیشنهادهایی ،سعی میکنیم به شما در کسب شادی کمک کنیم و به ارائه تجاربی می‌پردازیم، كه نه تنها خودتان می‌توانید آنها را انجام دهید بلكه تأثیری عمیق و اساسی در چگونگی ارتباط شما با دیگران خواهند داشت.

 

به خودتان عشق بورزید!

وجود خودتان به‌طور كافی مایه نشاط و خرسندی است، به‌طور كافی مایه بركت و سعادت است؛ هیچ‌گونه نیازی برای جست‌و‌جوی دلیل دیگری وجود ندارد. تنفس جاری است، قلب در حال تپش است؛ نعمت فوق‌العاده‌ای است!  فقط و فقط به خودتان عشق بورزید. دنیا سفری است از عشق به دیگران و معنویت، سفری است از عشق به خود. از وجودتان لذت ببرید.

با خودتان خلوت كنید!

شادی

هر گاه احساس آشفتگی و به‌هم ریختگی كردید، سعی نكنید آن را همانجا حل كنید. از جمع كناره‌ بگیرید و فقط ساكت بمانید، تنها نظاره‌گر باشید، نیروی عظیمی برای شفابخشیدن به آشفتگی‌تان وجود دارد. اگر بتوانید فقط ساكت بمانید ، هر چیز به‌طور خودكار ارام می‌گردد. چرا كه آشفتگی حالتی طبیعی نیست. آرام باشید و اجازه دهید همه‌چیز اطراف‌تان در جریان باشد. فقط نظاره كنید و سعی در تغییر هیچ‌چیز نداشته باشید. به‌خاطر داشته باشید: سعی و تلاش برای هر گونه تغییر، فقط به آشفته ساختن و برهم زدن، امور كمك می‌كند.

 

جشن با كلِ هستی

كل جهان هستی، همواره در حال جشن است؛ در آن شركت كنید. به  درختان توجه کنید، زیر نور ماه تفکر کنید.  با هستی غیرانسانی اطراف‌تان آشنا شوید.  و شما باید ‌بتوانید جهان هستی عظیم و شگرفی را كه اطراف‌تان است ببینید، جهان هستی كه همواره در سرور و شادمانی است. با این هستی آشنا شوید و سپس آشنایی و بركتی را كه از آن برخاسته، با دیگران تقسیم كنید.

 

با خودتان گفتگو كنید

صحبت كردن نوعی تطهیر و پاك‌سازی است، تزكیه است، اما چرا خودتان را با دیگران تمیز می‌كنید؟ چرا آشغال‌های‌تان را به جانب دیگری پرتاب می‌كنید؟ اگر می‌خواهید خود را تمیز كنید، به‌تنهایی چنین كنید. با خودتان صحبت كنید، هر آنقدر كه دوست دارید. سئوال كنید و پاسخ دهید مانند یك مسابقه. زمانی‌كه این عمل را با دیگران انجام می‌دهید، انچنان هم خود را نشناختید. چون هر کس در تنهایی با خود صادق تر است. فقط در تنهایی ازخودتان آگاه خواهید شد. این عمل را تنها انجام دهید تا بتوانید آنچه را كه در تمام زندگی خود انجام می‌دادید، ببینید.

بدانیدکه:

اين دلبستگي مشکل ساز است؟


يکي از سه حيطه مشکل‌زاي عمده که زوج‌هاي جوان با آن دست به گريبانند، دخالت‌هاي والدينشان در زندگي مشترک آنهاست (دو حيطه ديگر مسائل جنسي و امور مالي و مديريت آن است.)


مادر شوهر

موضوع مادرشوهر/ مادرزن و به درجاتي کمتر،‌ساير اعضاي خانواده زن يا شوهر ماجرايي قديمي است و ظاهراً در کشورهاي ديگر هم کم و بيش وجود دارد. در اين نوشته، به اختصار، به ريشه‌هاي اين مشکل اشاره مي‌شود و در عين حال، به زوج‌هاي جوان چند توصيه خواهد شد.

 

منابع علمي روان‌شناسي نشان مي‌دهند که هسته اصلي شخصيت افراد خويشتن ياد خود (self) است. خويشتن انسان‌هاي غربي با انسان‌هاي شرقي تفاوت ماهوي دارد. خويشتن انسان غربي جدايي‌گرا و استقلال‌گراست و از همين رو است که فرزندان پس از کسب هويت فردي که در نوجواني و اوان جواني صورت مي‌گيرد، راه خود را از والدين جدا مي‌سازند و شايد ديگر هيچگاه يادي از آنها نکنند و البته کسي هم از اين بابت آنها را ملامت نمي‌کند. اما خويشتن انسان‌هاي شرقي دلبسته‌گراست. نکته اين است که اين دلبستگي دوطرفه و همه عمري است، يعني در همه عمر، هم در فرزندان وجود دارد و هم در والدين. اين دلبستگي موجب مي‌شود که فرزندان نه تنها پس از کسب هويت (در زمان نوجواني)، که پس از ازدواج هم حتي تا ميان‌سالي همچنان به والدين خويش وابسته باشند. شايد يکي از دلايل تحکيم بنيان‌هاي خانواده در جوامع شرقي همين موضوع باشد.

خويشتن انسان‌هاي غربي با انسان‌هاي شرقي تفاوت ماهوي دارد. خويشتن انسان غربي جدايي‌گرا و استقلال‌گراست اما خويشتن انسان‌هاي شرقي دلبسته‌گراست.

دلبستگي فرزند به والدين در جوامع شرقي با نوعي احساس احترام به آنها و حالتي حاکي از خشوع همراه است که موجب مي‌شود در کليه رفتارها و تصميم‌گيري‌ها ردي از آن وجود داشته باشد،حب فرزند در پدر و مادر و ‌علاقه‌ به او (حتي پس از تشکيل خانواده) و تلاش براي تأمين رفاه و آسايشش بخش ديگري از اين دلبستگي متقابل است/ از همين رو است که مادر و پدر نمي‌توانند به وضعيت فرزندشان پس از تشکيل خانواده بي‌اعتنا باشند. بسياري از زن و شوهرها در سال‌هاي اول زندگي مشترک، از دخالت‌هاي مادر شوهر يا مادرزن مي‌نالند، اما سال‌هاي بعد، وقتي فرزندانشان ازدواج مي‌کنند، نمي‌توانند به وضعيت فرزندشان بي‌توجه باشند و در حقيقت، خودشان هم متهم مي‌شوند.

ازدواج

دلبستگي زن يا مردي که ازدواج کرده به پدر و مادر نبايد در جامعه ما مذموم شمرده شود و چون ريشه هويتي هم دارد، بسيار ضروري است. شايد تأکيد فرهنگ ما در اين باره براي بقاي فرد از ديد هويتي باشد. زوج‌هاي جواني که نزد همسر خود از دخالت‌هاي پدر يا مادرش گله مي‌کنند و يا او را از پذيرش توصيه‌هاي والدينش منع مي کنند بارها اين تکيه کلام را شنيده‌اند که «آخر، او مادرم (پا پدرم) است. چطور ناديده‌اش بگيرم؟» همين زوج‌ها حتماً متوجه تغيير حالت‌هاي رفتاري و آشفتگي همسر خود در اين مواقع شده‌اند. اين آشفتگي‌ و پريشاني دقيقاً به علت همين ريشه هويتي است.

شايد اين سؤال براي خوانندگان پيش بيايد که اگر زن يا مردي چنين به پدر و مادرش دلبسته است، چرا ازدواج کرده؟ يا ممکن است بگويد اگر او دلبسته پدر و مادرش است، پس سهم من به عنوان همسرش چيست؟ (اين قبيل پرسش‌ها در مشاوره‌هاي خانوادگي و در جلسات مشاوره با روان‌شناس زماني که علت مراجعه افراد دخالت‌هاي والدين است، به کرات مطرح مي‌شود.) در پاسخ بايد گفت ماهيت اين دلبستگي با دلبستگي به همسر متفاوت است و اين دو از يک جنس نيستند. به بيان روان‌شناس، انگيزه‌هاي ازدواج (انگيزه بقاي نوع و نسل، انگيزه‌هاي عاطفي، و انگيزه رفع نيازهاي جنسي به شکلي مناسب و آرامش‌بخش) با انگيزه‌هاي دلبستگي به والدين تفاوت دارد.

ماهيت  دلبستگي به والدين با دلبستگي به همسر متفاوت است و اين دو از يک جنس نيستند. به بيان روان‌شناس، انگيزه‌هاي ازدواج (انگيزه بقاي نوع و نسل، انگيزه‌هاي عاطفي، و انگيزه رفع نيازهاي جنسي به شکلي مناسب و آرامش‌بخش) با انگيزه‌هاي دلبستگي به والدين تفاوت دارد.

از طرفي، ترديدي نيست که در ازدواج و تشکيل خانواده وجود حدي از پختگي، کمال و بلوغ در طرفين ضروري است. در نيازهاي اساسي روان‌شناختي- به تعبير دو محقق برجسته روان‌شناسي، دسي و رايان- يعني نيازهاي قابليتي و کفايتي، نيازهاي ارتباطي، و نيازهاي خودمختارانه (مستقلانه) پختگي و بلوغ لازم است، اما بايد در نظر داشت که پختگي و کفايت به معناي ناديده گرفتن والدين نيست. فرد ناپخته، يعني کسي که شايستگي لازم را براي مرد يا زن شدن ندارد، به ديگران (و نه فقط والدين) اجازه مي‌دهد که در زندگي‌‌اش دخالت کنند.ماهيت اين دلبستگي با دلبستگي به همسر متفاوت است و اين دو از يک جنس نيستند. به بيان روان‌شناس، انگيزه‌هاي ازدواج (انگيزه بقاي نوع و نسل، انگيزه‌هاي عاطفي، و انگيزه رفع نيازهاي جنسي به شکلي مناسب و آرامش‌بخش) با انگيزه‌هاي دلبستگي به والدين تفاوت دارد.

در مجموع، در شرايط فرهنگي و اجتماعي کشور ما، اگر تصور کنيم خانواده‌هاي دوطرف نبايد کاري به زندگي همسران (به ويژه زوج‌هاي جوان) داشته باشند، شايد انتظاري غيرواقعي باشد، اما زن و شوهر مي‌توانند با مديريت رفتارها و احساسات خود، ‌ضمن پرهيز از بي‌احترامي به والدين همسر خويش، اوضاع را در دست بگيرند.

 

با توجه به تفاوت‌هاي افراد و خانواده‌ها با يکديگر، براي برخورد با دخالت‌هاي والدين همسر نمي‌توان نسخه آماده‌اي داشت و لازم است که هر مورد خاصي با توجه به شرايطش بررسي شود. با اين همه، زوج‌هاي جوان چند نکته زير را در نظر داشته باشند:

در همه حال، احترام والدين و خانواده همسر خود را رعايت کنيد. حريم والدين و خانواده همسرتان حريم زندگي شماست و بي‌احترامي به والدين و خانواده همسر بي‌احترامي به همسر. احترام شما به خانواده همسرتان موجب بيشتر شدن عشق و علاقه به شما خواهد شد.

اصرار نکنيد که همسرتان به والدين و اعضاي خانواده‌اش بي‌اعتنا باشد و يا آنها را ناديده بگيرد. با هم به ديدار آنها برويد و حتي اگر همسرتان به دلايلي کمتر ميل به اين ديدارها داشت، او را به اين کار واداريد.

اگر فرزندي داريد، او را از ديدار پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هايش محروم نکنيد. فراموش نکنيد که فرزندتان همين رفتارهاي شما را الگوي رفتارهاي آينده خود قرار خواهد داد.

در صورت بروز مواردي که آنها را دخالت در زندگي مشترک خود تلقي مي کنيد، به دور از تنش، جنجال، درگيري يا بي‌احترامي، سعي کنيد با همسرتان جوانب موضوع را بررسي و سپس، به طور مشترک اقدام کنيد.

سعي نکنيد به تنهايي موضوع را فيصله بدهيد. اقدام يک‌جانبه و يک طرفه ممکن است ائتلاف‌هاي آشکار و پنهاني عليه شما و تصميماتتان برانگيزد و در اين صورت، شما بازنده نهايي خواهيد بود.

تا حد امکان، به بعضي از خواسته‌هاي والدين همسرتان که امکان انجام دادن آنها را داريد، عمل کنيد. اين موضوع سبب مي‌شود که آنها از جبهه گرفتن در برابر شما و شوراندن همسرتان عليه شما پرهيز کنند.

تا حد امکان، از درگير کردن والدين و خانواده خود در اختلافات احتمالي‌اي که با همسر و والدينش داريد دوري کنيد. درگير کردن افراد اضافي جز دامن زدن به اختلافات حاصل ديگري ندارد. طلاق‌هايي که از دخالت‌هاي دوطرفه و ورود والدين همسران به اختلافات اتفاق افتاده کم نيست.

همسران بدانند

دوست خوب همسرتان باشید
با یار عشق زیباست

حتماً شما هم شنیده‌اید كه اگر بخواهید در زندگی مشترك خود موفق شوید، اول از همه باید دوست همسرتان باشید. اگر فكر می‌كنید این كار غیرممكن است یا تاثیری ندارد، مطمئن باشید مرتكب اشتباه بزرگی شده‌اید؛ اشتباهی كه حتی شاید زندگی شما را از بین ببرد.

بنابراین بهتر است با انجام كارهایی خاص و در عین حال ساده، با همسرتان رابطه‌ای دوستانه برقرار كنید. مطمئن باشید این كار بسیار ساده و در عین حال ارزشمند است.

با او صحبت كنید. همان‌طور كه با دوستانتان در مورد همه چیز حرف می‌زنید و كمتر چیزی است كه از آنها مخفی باشد، با همسرتان نیز صحبت كنید. از هر موضوعی استفاده كنید تا بتوانید بیشتر با هم صحبت كرده و احساساتتان را بیان كنید. در حقیقت موضوع صحبت چندان مهم نیست و این كار تنها راهی برای نزدیك شدن بیشتر شما به یكدیگر است؛ می‌توانید در مورد آب و هوا، خاطرات گذشته، دوستان، ورزش یا هر موضوع دیگری صحبت كنید. فقط نگذارید سكوت میان شما فاصله ایجاد كند.

وقتی را برای خودتان اختصاص دهید. لازم است هر از گاهی، شما 2 نفر تنها و بدون حضور هیچ كس ـ حتی بچه‌ها ـ‌ با هم باشید. این ساعت‌هایی كه شما با هم تنها هستید، می‌تواند به برطرف شدن مشكلات زندگی كمك كند.

وقتی همسرتان در محل كارش است، به او زنگ زده و از این طریق با او در ارتباط باشید. همان‌طور كه اگر از دوستی خبر نداشته باشید، به او زنگ می‌زنید و حالش را می‌پرسید، به همسرتان هم بدون هیچ دلیلی زنگ بزنید. با این كار به او نشان می‌دهید كه چقدر برای شما مهم است و چقدر به او اهمیت می‌دهید.

در زندگی مشترك خودخواه نباشید. خودخواهی به هر نوع رابطه‌ای آسیب می‌‌زند و منجر به قطع آن رابطه می‌شود. بنابراین به نیازها و خواسته های همسرتان بیشتر اهمیت داده و به او نشان دهید كه برای شما چقدر مهم است.

اعتماد را در زندگی ایجاد كنید. اعتماد در هر رابطه دوستانه‌ای باید وجود داشته باشد. بنابراین شما هم سعی كنید در زندگی خود این ویژگی را به وجود آورده و حتی آن را پرورش دهید. برای موفقیت و آرامش بیشتر در زندگی، همسرتان باید بتواند به شما اعتماد كند؛ بنابراین برای او فردی قابل اعتماد باشید.